2777
2789
عنوان

سردی شوهرم

739 بازدید | 34 پست

الان ۲ ساله ازدواج کردیم ی بچه ی ساله دارم زیاد با هم دعوا و مرافه داشتبم من عاشقش بودم و همیشه تو دعواها من کوتاه میومدم  این سری ی ماه رفتم مسافرت ب اصرار خودش  وقتی برگشتم انگار ی روز نبودم ن دلتنگی ن بغلی ن هیچی الانم ک یکسره سرد و بیتفاوته خودشو میگیرخ نمیگه نمیخنده قبلن بهتر بود باهاشم حرف زدم فایده نداره با دوستاش با خانوادش از ت  دل میخنده شوخی میکنه با من سرد و بی تفاوته همش میگ خوابم میاد  و ن حرفی ن وشوخی  ای همش با من تند و عصبانیه  صبح میره ۱۱ شب میاد ی زنگم در طول روز نمیزنه منم میخوام برم سمتش میگ سبک باز یدر نیار رابطه ج ن سیمون خوبه ولی عاطفی ن من هر چی شوخی مکنم پیام میدم هیچی ک هیچی خسته شدم نمیدونم چیکار کنم دلم میخواد واقعا عاشقم باشه بارها هم بهش گفتم بدتر شده بهنر نشده 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

به نظرم یا خیلی ازت شاکیه... یاهم که مشکل داره و داره تو خودش حلش میکنه.. مردا وقتی ی مشکلی دارن میرن تو خودشون و حواسشون نیست.. توام یکم هواشو داشته باش گیر نده پیام نده اصرار نکن خودش میاد سمتت.. 

👑خدایا کاری کن که از چیزهای ارزشمند زندگی، جانم اولین چیزی باشد، که از من می‌گیری؛ نکند قبل از این که جانم را می‌گیری، انصافم گرفته شده باشد، شرفم، عدالتم، راستگویی و ادب و دیگر کرامت های اخلاقی ام گرفته شده باشد و تفاله‌ای شده باشم که تو جانم را می‌گیری. خدایا از میان چیزهای شریف، اولین چیزی را که می‌گیری، جانم باشد و وقتی می‌میریم شرفم، صداقتم، عدالتم، شفقت و عشق ورزی به انسان‌ها در من سر جایش باشد. تواضعم، انسان دوستی‌ام سر جایش باشد. نه این‌که تا جانم به لبم برسد و بمیرم ؛عدالتم، انصافم و مروت و جوانمردی و صداقت و تواضعم را از دست داده باشم.👑
کل تاپیکتو خوندم به نظرم یا باید مدارا کنی و تحمل و شاید به مرور شوهرت بهتربشه یا همه چیو تموم کنی ک ...

اره ولی کنار اومدن باهاش خیلی سخته زندگی بی عشق امروز رفت بودم رکتر همه با شوهراشون اومده بودن من و بچم تنها اینقد حسرت خوردم

خودش خواست  نیاز ب مجردی داشت


نیاز ب مجردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟واقعا متوجه نمیشم یعنی چی مجردی؟؟؟پس چرا زن گرفته؟؟؟؟عزیزم نمیگم دم ب دیقه کنارش باش بالاخره مرد هم احتیاج داره ب تنهایی ولی اخه یک ماه؟؟؟؟خودتو قانع نکن عزیزم نیاز ب مجردی چیه اخه؟؟؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108