سلااام
من بعد از مدتها برگشتم
خب من از عشق و عاشقی فراری بودم تا اینکه یکی از بچه های دانشگاه کم کم بهم نزدیک شد و من دقیقا جایی که فهمیدم موضوع چیه ردش کردم بره!نرفت و موندنی شد.قصدشو میدونم...حتی گفت با مادرش هم حرف زده اما من همچنان سفت و سخت باهاش برخورد میکنم یعنی یا اینکه یکم دوستش دارم اما جواب پیام های محبت آمیزشو نمیدم.گاهی التماس میکنه تا بدونه تو دلم چه خبره.منم میگم هنوز حسی بهت ندارم...نهایتا عادت!راستش شنیدم پسرا وقتی بدونن دختری دوستشون داره ترکش میکنن...پس نمیگم تا از دستش ندم...اینم بگم ایشون ایرانی نیست بگم کجا شاید شناخته بشم
حالا بهم بگین چیکار کنم؟؟؟خیلی صادقانه هم بهم گفت ترمای قبل منو دیده ولی حسی نداشته گفت نمیدونه این ترم چش شده!