2777
2789
عنوان

اشنایی ازدواج

1877 بازدید | 48 پست

سلام دوستان من دانشجو ام 24سالمه جند وقت بیش درس میخوندم تو سالن دانشکده تا اینکه متوجه شدم ی اقایی نکام میکنه خلاصه اومد نشست نزدیکای من جندتا سوال برسید راجب درس ی کم هم بحث شد در موردش توقع داشتم بخاد شماره بده اما جیزی نکفت وخدافظی کردیم 


تا اینکه دیروز منو دید جلومو گرفت گفت میخام باهاتون صحبت کنم کفت شرایط اشنایی دارید کفتم اشنایی واسه جی هدف جیه گفت ازدواج

گفت برید فکراتونو بکنید عجله نیست نظرتون هرجی باشه بهش احترام قایلم

شماره هم نداد

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ازدواج ب این راحتی نیست ک‌ بیاد ببینه بیاد از مامان بابات بگیرتد 

میوه ک نمیخواد بخره


باید بشناسین همو

باهم رفت و امد کنین


حالا اگه قصدش جدی باشه زیر نظر خانواده ها و ...


اما خیلی ها ب این اسم هم میان جلو


اشنایی لازمه حتما قبل ازدواج اما نه اینکه بشینین قربون صدقه هم برین

طرز فکر مدلتون و باید باهم مقایسه کنین تریپ شخصیتیتون رو این چیزا


بیشتز باهاش حرف بزن ببین اصلا فازش چیه یا واقعا ازدواجیه بعد جواب بدت بهش

یادم تورو فراموش..

خب اگه دوباره دیدیش بهش بگو من که از هیچ چی شما خبر ندارم...چطور فکرامو بکنم‌؟؟؟!!! یه خلاصه ای از شرح حال خودش و خانواده ش بگیر بعد اطلاعات کلی ای که ازش کسب کردی بگو با خانواده ش بیاد...

ازدواج ب این راحتی نیست ک‌ بیاد ببینه بیاد از مامان بابات بگیرتد  میوه ک نمیخواد بخره باید ...

 خب منم بهش کفتم که اشنایی نباید توش احساس باشه ازین حرفا تازه کلی کیف کرد ولی میدونین جیه میترسم شروع کنم اشنایی رو

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز