2777
2789
عنوان

چرا اااااا

33 بازدید | 0 پست

خیلی ناراحتم ازی ساعت پیش ک با شوهرم دعواکردم همش دارم گریه میکنم خ پشیمونم باهاش ازدواج کردم. پدرمو درآورده. با اعصاب خرد کن بودنش. سر ی چیزایی بحثمون میشه ک اگ ی آدم عادی ببینه تعجب میکنه بخدا تواین7ماه ک باهاش ازدواج کردم فقط زندگیم پسرفت کرده. همه پس انداز ماهیانه ام  میرهرواس اجاره خونه و خورد وخوراک.با پولم واسش کاپشن خریدیم بافت خریدیم رفت دندونشو پرکرد. میگ پس میدم ولی همش حرفه. تازه فهمیدم همش ادعاست. حرف بزنم میگ داری منت پولتو میذاری. قهر میکنه. لجباز و مسخرست. امشب داشتیم درباره خونه حرف میزدیم اول گفت اون خونه خوبه ک گفتم دیشب اجاره رفت پرید تقصیرتو بود نیومدی ببینیش ک بریم بگیریمش. حالا اخر دعوا یادم افتاده من دیشب گفتم بریم بیرون گفت نه سرده. امروز صبخ گفت بیا واس خونه دیدن کارداشتم نتونستم. خودشم انگار فهمید سوتی داد ک بعد حرفش قشقرق راه انداخت نفهمم ک تقصیر خودش بود. بعد میگ حاضرشو بریم گفتم خب هماهنگ کن با بنگاه میگ جو اب نمیده.( وقتی جواب نمیده کجا میخاد منو ببره الکی)میگ بیا اگ نشد باز میایم خونه. ولی منک بیکار نیستم لباسهارو میخاستم بشورم شام درست کنم. بعد گفت بیا گفتم کدوم خونه همون امروز صبح قرار بود بریم. سر همین کلمه صبح بیچارم کرد روانی دیوانه. انقد گفت اون صبح نیس ک ظهره گفتم دوتامورده مگ. بازگفت ن همونیک دیشب گفتمه. گفتم خب کدوم همین امروزی صبحه ساعت 11میگه ن - میگم خب اصلا یازده ونیم نگو آقا منظورس ظهر ساعت 12میباشد و من مقصرم چون کلمه صبح 11رو بجای ظهر گفتم. فک نکنین بینمون سوتفاهم بود داشت اعصاب خرد میکرد ینی بحث اصلی رو ول میکنه انقد واس جزییات یکی بدو راه میندازه ک ب جنون برسی. بعد بهش میگم من الکی نمیام سرده رو موتور پریشب داشتم میمردم بجای اینک خجالت بکشه میگ حالا امشبم بیا. نشد باز بیا خونه. دوبار منو تو هوای سرد کشوند بیرون واس خونه هایی ک حتی یبار نرفته بود ببینه چجورین  همشون افتضاح بودن زیرزمین کوچک با مالک. قبلا همه اینارو گفتم نباشه. بعد میگه مگ مردی اومدی بیرون. دیگ نگاه نمیکنه همه تو ماشین گرمن. مارو موتور. لرزم گرفته. 😔تصمیم گرفتم دیگ باهاش حرف نزنم چون بیشتر حرصم میده ی مکالمه درست نمیتونیم باهم داشته باشیم چ. ن هروقت مقصره الم شنگه راه میندازه فقطم با زبونش. حرفایی میزنه ک از کتک زدن بدتره. 😢وقتی باهاش حرف نزنم خودم ضرر میکنم چون هرخرابکاری میکنه بعدم میگ میخاستی قهر نکنی. حتی بهم گفت زن قبلیم سریع آماده میشد تازه آرایشم میکرد( درحالیک خودش گفته بود زنش یکسره تو خونه آرایش کرده بود)منم گفتم منو طلاق بده برو همونو بگیر هزارتا عیبشو نمیبینه ک حتی آشپزی نمیکرده واسش این موضوع میگ تو سرمن بزنه😔چرا من انقد بهش خوبی کردم اینجورشد همه خرجارو انداختن گردنم سرعقد فقط ی حلقه واسم خرید گفتم عیب نداره. سرجهیزیه کمترین مقدارهارو پسند کردم واس تخت حتی بوفه رو مامانم گفت میخره. ب هرکی خوبی میکنی نمیدونم چرا پررو طلبکارم میشه. از ی شهر کوچک ی استان دیگ اومده مشهد هرکی باشه خوشحالم میشه مث اون اولا میگفت هرجا باشم پیشرفت میکنم حالا شهرمو مسخره میکنه مردمشو. عوض من کلاس بذارم اون داره کلاس میذاره و همش میگ اگ تو بی پول بودی خوب بود میبردمت شهرم تو خونه بابام مجبور بودی زندگی کنی😢چقد عقده ای بود و من نفهمیدم😔

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792