من خانوادم خیلی سطحشون بالاتره ولی خوب ادمای بی محبتی بودن من تو شهر دیگه ای دانشگاه قبول شدم که خواهرمم تو اون شهر درس میخوند یعنی عمدا زدم اون شهر چون برامون خونه خرید مادرم دیگه نمیشد هر کدوم یه ور باشیم اونجا با همسرم اشنا شدم خوشتیپ بود ولی خواهرم مخالف بود دوست بشیم میگفت یه جوراییه بما نمیخوره