خانوما منو جاریم با هم رابطه خوبی داریم اما هیچ کدوممون با مادر شوهرم و مخصوصا خواهر شوهرم نه البته به ظاهر چرا من خونه مادر شوهرم زندگی میکنم اینا از این که من و جاریم با هم رفت و آمد کنیم بدشون میاد مادر شوهرم هر وقت من برم اونجا بعدش یه داستانی میسازه البته دفعه پیش که رفته بودم خونه نبود قبل من اومده بود خونه ازم پرسید کجا بودی منم گفتم بعد اینکه من گفتم قلبم بهم گفت تو رفتی اونجا و منم چیزی نگفتم اومدم بالا
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
راه و رسم مردن را در مجال زندگانی دنیا نیاموخته ایم. چه گرانبهاست در نظر پروردگار، مرگ پاکان؛ همچنان که چیزهای کمیاب گرانبها هستند. به شما راست میگویم، به راستی من در این جهان به امتیازی آمده ام که تا کنون به هیچ بشری داده نشده حتی به... ،زیرا خدای ما انسان را نیافرید که در جهان او را باقی بگذارد بلکه او را آفریده است تا در بهشت بگذاردش. 🍀 jesus christ. به نام قدرت مطلق، نيروى برتر، نيرويى كه قدرتت از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب گسترده شده. Angel
چرا بهش توضیح میدی عزیزم عادت میکنه هر جا خواستی بری باید بهش بگی.
تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدی است که لابه لای موهایمان داریم...به همه می گوییم ارثیست...به قول هاینریش بل درد دارد وقتی ساعتها مینشینی و به حرفهایی که هیچ وقت قرار نیست بگویی. فکر میکنی...
بعد اومد بالا آره چرا بمن نگفت بیا چرا هیچ وقت نمیپرسه مامان تنهاست یا نه گفتم این حرفا بمن ربط نداره تازه تو میگی من ازش بدم میاد پس باید خوشحالم باشی حالا چند شب پیش من رفته بودم خونه مادربزرگم این خونه نبود زنگ زده به جاریم نمیدونی سحر کجاست من موندم پشت در جاریمم گفته نه گفت زنگ زدم موبایلش نگرفت
جاریم میگه من اومدم بگم چرا به شوهرش زنگ نزدی گفت بابا اومد و قطع کرد بخدا میخواست مچ ما رو بگیره وگرنه داشت میرفت دیدم کلید برده بود حالا میخوام بهش بگم