۱دوستی داره که زنش داره ازش جدا میشه. و قبلا ازش شنیده بودم که با اینکه متاهله اما خونه مجردی داره و دختر میاره خونه
خلاصه شوهر من خیلی باهاش صمیمی نبود
دو تا دوست معمولی
جدیدا باهم باشگاه میرن
امروز گوشیشو برداشتم دیدم شوهرم بهش پی ام داده پول هایپارو حساب کن وگرنه دیگه خونت نمیاما(در جریان بودم که یکی دوباری با ۲ ۳ تا از دوستاش رفتن خونه این پسره)
تا اینجا مشکلی نیس
بعد دیدم پسره براش فرستاده:
پول تخت و ک ا ن د وم دستمال کاغذی رو هم حساب میکنم پس(با کلی شکلک خنده)
بعدشم تو پی ام بعدی نوشته بود که .... مامیت اگه خونمون نیای.
پی اما باز نشده بود
تا دید دارممیخونم یهو گوشیو از دستم کشید. گفت برا چی میری میخونی وقتی میبینی این شوخیارو کرده و حرف بد زده
من اصلا نمیتونستمحرف بزنم
زبونم قفل شده بود
خونه مادرشوهرم بودیم
هیچی نگفتم
اومدیم بیرونگفت از این پی اپ چه برداشتی کردی ؟ چ فکری درباره من کردی؟
جواب ندادم
نمیدونستم چی بگم
من بهش اعتماد داشتم
بهش گفتم این پی ام معنیش مشخصه
گفت خاک تو سرت که این فکرو دربارم کردی
این شوخی بود
منظورش به مامان من بوده و ۱سری چرت و پرت....
گفت واقعا اگه این فکرو میکنی وسایلمو جمع کنم برم
گفتم برو
گفت حرف اخرته
جواب ندادم
جمع کرد و رفت...