2821
2789
عنوان

حس بدی دارم

290 بازدید | 25 پست

خدا شاهده من اهل تاپیک های خواهر شوهر مادر شوهری نیستم ،تو این سالهای بعد از عقدم هم دنبال این مسایل نبودم و سرم به زندگی خودم بوده ،ادم زیادی حساسی هم نیستم،نمیدونم چرا جدیدا حساس شدم حس بدی پیدا میکنم ،احساس میکنم اونا هم الان یکدفعه حساسیتشون رو من زیاد شده وحرفهایی رو میزنن که قبلا نمیزدن،نمیخوام به شوهرمم بگم که یک موقع مساله بزرگ بشه و با خانوادش دعواش بشه،مخصوصا جدیدا احساس میکنم سر اون چند سالی که مریض بودم و همسرم ازم مواظبت میکرده دارن کنایه میزنن،نمیخوام اهمیت بدم و میخوام مثل قبل بی تفاوت باشم نسبت به حرفهای خاله زنکی،چطور خود دار باشم؟

تو ای بال و پر من ،رفیق سفر من،میمیرم اگر سایه ات نباشه رو سر من

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

احساس میکنم نسبت به خیلی چیزها که قبلا پذیرفته بودن و چیزی نمیگفتم راجبش حساس تر شدن و دارن کنایه میزنن مثلا پوشش من

تو ای بال و پر من ،رفیق سفر من،میمیرم اگر سایه ات نباشه رو سر من

ارتباط رو خیلی کم کنین. شما که میگی چندسال بیمار بودی، قدر سلامتیتو بدون و روانت و فکرتو صرف اینها نکن. خداروشکر کن که سلامتی و اگه خیلی رو نروتن کمتر باهاشون رفت و امد کن

یعنی به خاطر نحسی زیاد درگیری فیزیکی و لفظی پیش میاد ۷ تا آیت الکرسی ۷ تا معوذتین بخون هر شب

ببخشید معوذتین ایه س؟ چیه

خاطرات ادم شاید مثل موادسوختنی باشد، میسوزند تا زنده باشند
ازشون فاصله بگیر... کلا یه مدت ازت بیخبر باشن... تا وقتی که شوهرت ازت بپرسه چرا؟ تو هم فقط بگو احساس ...

میدونی نمیدونم چطوری بهت بگم من نسبت به شوهرم خیلی عذاب وجدان دارم چون بی نهایت بی نهایت همیشه جور من رو تو زندگی کشیده و سنگ تموم گذاشته ،بی نهایت مواظبم بوده و به قولی چند سال تمام وقت پرستاری منو کرده ،من اصلا دلم نمیخواد هیچ موقع درگیری فکریشو بیشتر کنم یا قاطی این مسایل کنمش اصلا مثل خیلی از خانم ها نیستم که برم مثلا جلوش از خانوادش انتقاد کنم،ضمن اینکه خیلی ام رو من حساسه و من از برخورداش میترسم که خیلی بیشتر از اون چیزی که باید تند برخورد کنه باهاشون

تو ای بال و پر من ،رفیق سفر من،میمیرم اگر سایه ات نباشه رو سر من
ارتباط رو خیلی کم کنین. شما که میگی چندسال بیمار بودی، قدر سلامتیتو بدون و روانت و فکرتو صرف اینها ن ...

ببین یک چیزی که مثلا ناراحت میشم دقیقا همینه که جدیدا خیلی همش یک جوری تو حرفاشون میگن که اره زنداداش تو چند سال مریض بودی و داداشمون عین گل ازت مواظبت کرد و دست به سیاه و سفید نزدی و اینها ،احساس میکنم یک جوری دارن میگن تو توی این زندکی کاری نکردی

تو ای بال و پر من ،رفیق سفر من،میمیرم اگر سایه ات نباشه رو سر من
میدونی نمیدونم چطوری بهت بگم من نسبت به شوهرم خیلی عذاب وجدان دارم چون بی نهایت بی نهایت همیشه جور م ...

میفهمم چی میگی... پس اگه امکانش بود خودت به کنایه ها سعی کن جواب بدی... تو دل ریختن هم همیشه خوب نیست... تو هم دوپهلو جواب بده

Shadow
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز