همشو یه جا میگم که نگین الافمون کرد😁😁😁 شمام توقع دارم جواب بدینااا.
امروز صبح بیدار شدم دیدم صدای شر شر اب از حموم میاد،گفتم حتما شوهرمه دیگه،ساعتو نگا کردم دیدم اوه اوه ۱۰ و نیمه،گفتم یه ذره دیگه بخابم بعد بیدار میشم،
دوباره یه ربع بعد پاشدم دیدم هنوز صدای ابه،گفتم یه ذره دیگه میخابم ،از حموم اومد خودش بیدارم میکنه....
بعد یه ربع بعدش پاشدم دیدم ساعت ۱۱ شده،شوهرمم خونه نیس،دیگه بیدارشدمو رفتم به کارام برسم،
عصری شوهرم اومد خونه،
گفتم چرا این قدر دیر رفتی سرکار؟
گف دیر؟😳 ساعت۷ و نیم دیره؟
گفتم وا تا قبل ۱۱ که حموم بودی!!!،بعد جریانو تعریف کردم،گف نه بابا خواب دیدی ،ولی مطمعنم بیدار بودم.....
شبم بچم رفت پایین خونه مادرشوهرم،بعد که برگشت یه پلاستیک دستش بود،۳ تا سیب خراب و لهیده توش بود،با خودم گفتم این چه سیبایی دادن دست بچه!!! بعدم رفتم اشگزخونه،برگشتم دیدم تو پلاستیک نخود کشمشه😳😳😳😳
وای چم شده؟؟؟باورکنین همشو راست گفتم،اگه فک میکنین دروغه خاهشا پست نزارین