همین جاری پولداره به شدت رک هستش و سر اینکه پولداره کسی براش مهم نیست و بازم میرن پاچه خواریش. تو لواسون خانواده عمه شوهرش رو دعوت کرد خواهر شوهرم هم رفت اونا از کرج اومدن ماشین نداشتن ک شب بمونن ۱۲ شب جاریم به شوهرش میگه خسرو جان خونمون جا نداره واسه خواب کاشکی برن😐😐😐😐 فک کن اینو گفته بود تو روی مهمون ما بودیم فقط خواهر شوهرم میکردش پیرهن عثمان ولی بعدش میگفت خوب حق داشته خسته شده بهاره جان!!!!! اونا باید بدونن شب باید برن