البته استارتر این قضیه تموم میشه بالاخره کوتاه میاد مجبوره بهش بگو اگه خدایی نکرده اتفاقی واسشون بیفته و من نتونم ببینمشون از چشم تو میبینم قید تو و رو میزنم واسه همیشه هیچوقتم حلالت نمیکنم این چه کربلا رفتنیه
همین الان دعوامون شد حالم بده ازصبح نمیتونم بااین قضیه کناربیام دوست دارم منم مثل بقیه مامانم بیادخو ...
همین دیگه.نمیدونم با خودش فکر نمیکنه که نگه داشتن یه زن که روحیه اش رو داغون کردم و از کنارم بودن لذت نمیبره چه اخر و عاقبتی داره اخه.با خودش نمیگه اینکه فقط برای من باشه ولی بینمون دعوا باشه چه فایده ای داره اخه.عجب ادمیه ها.زن اگه تو دلش بهونه داشته باشه اسمونم به زمین بیاد نمیتونه نقش شادی رو بازی کنه.اون باید زمینه رو برای شاد بودن تو فراهم کنه که خودشن شاد باشه در کنارت.
کاش مامانش ادم بود خواهرم میومد صداشومیشنیدم ب شوهرم میگفت خواهرش اینجاچکارمیکنه نیمفهمه تومیای وتوگ ...
من پدرم فوت کرده خواهرم یه بلایی سر من و همسرم اورد که اگه پاهامم ببوسه من نمیبخشمش گناه بزرگی انجام داد ولی یه خواهر دیگم درسته یجایی خطا کرد و من از دستش،خیلی ناراحتم اما خواهر شوهرم یه دروغ و از خواهرم گفت شوهرمم گفت قیدش و بزن تا بیاد عذر خواهی در صورتی که خواهرم به همه گفته بخدا من این کار و نکردم دروغه ولی همسرم حرف خواهرش و باور کرد