2777
2789

دوستان، زن داداش جمعه پیش گفت این هفته دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه روضه دارم بیاین....منم زد دقیقا دوشنبه شدیدا مریض شد و سرکار نرفت و موند خونه، منم پیشش موندم و جایی نرفتم( کلا عادت ندارم وقتایی که شوهرم خونه هست جایی برم حتی خونه مامانم)حالا که بدتر مریض بود، منم بخاطر مریضیه شوهرم روضه ش نرفتم حالا شبش داداشم زنگ زده خونمون جلوی زنش میگه که زنم خیلی از دستت ناراحت شد، چرا نیومدی باید میومدی و بهش کمک میکردی....منم گفتم شوهرم خونه مریض بود ولی داداشم باز حرف خودشو میزد که باید میومدی چرا نیومدی و کلی با تحقیر حرف زدن ...حالا از دیشب دارم حرص میخورم آخه من چقدر بدبختم که داداشم زنگ میزنه اون حرفارو بهم میزنه، اصلا چرا باید زنگ بزنه آقا روضه مگه زوریه شاید برای کسی کار پیش اومد، حالا بیشتر اون منو سوزوند که گفت روضه اهل بیت لیاقت میخاد هرکس لیاقتشو داشته باشه میره هرکسی هم لیاقت نداشته باشه اهل بیت دعوتش نمیکنن، حالا فردا هم روضه داره نمیدونم بااین طرز حرف زدنش برم یا نه...

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چ زشت ...مگه زوریه ... اصلا زنش نباید میزاشت زنگ بزنه ب تو... 

خودش میتونست ی پیامی بده بهت اگه دلخور بود و میگفت چرا نیامدی... 

خیلی بدم.میاد پای مردا رو تو بحثای خاله زنکی باز میکنن همیشه

آرزوهاتونو ب کسی نگین , بهشون نشون بدین ... 

اگر میتونی دلت را صاف کنی وبخاطر خدا واهل بیت بری  برو چون اعتقاد دارم جایی دعوت بشم  میرم مگر مثل مورد شما مشکلی بوده 

شاید واقعا بودنت اینقد لازم ومهم بوده وروت حساب میکرده کاش تونسته بودی بهش زنگ بزنی وخبر کنی که نمیتونی بری

   آرامش سهم قلبی است که درتصرف خداست.    
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792