بچهها این تاپیک جهت درددل هست و اگه کسی تجربه ای داره بگه.من ماهی یکبار پدرشوهر و مادرشوهرمو شام دعوت میکنم. بخاطر شادی شوهرم و رضای خدا. اینو میگم چون همیشه پشیمونمیشم و موقع شام با اینکه غذام حرف نداره اما اونا یه زری میزنن همیشه. یبار میگن ماهی فلانی عالی بود ،یبارمیگت دخترهمسایه عالیه،دیشب مادشوهرم گفت محبوبه یعنی جاریم گفته ک ماهی مغزو کوچک میکنه و ضرر داره ،گوشت خوبه . منم دیشب ماهی درست کرده بودم. همیشه ام بعد سفره انداختن میزنن تو پر ادم. موقع غذا کوفتم میشه عوض تشکر. البته تشکرهم میکنن بعدش . همیشه هم وقتی میان پز مال و ثروت دخترشونو میدن یعنی مال دامادشون. درحالی که ما الان لنگ در هوا هستیم و یه زمین داریم ک باید فروش بره ک هنوز خودشون اقدام نکردن.بدبختیم اینجاست ک شوهرم باید ب اونا التماس کنه ک بفروشیدش و سندش رو گذاشته پیش پدرش. اوناهم میگن ملک راکده. همیشه هممینالن مثل اون گداهه ک میگه ویلای دبی ام کوچیکه، چوب اسکی گرونه ، .... خانواده منم فرهنگی هستن و بالا شهرمیشینن.ولی انقدر ک اینا مادی هستن ما نیستیم. خواهرشوهرم ازدواج دومشه و از شوهر اولش یه خونه گرفته بنام خودش.از دومی هم دیشب متوجه شدم ک یه خونه و یه دفتر زده بنامش. تازه بمن دروغ گفتن که ۱۴سکه مهرشه. به هوای این منم کممهر کردم ولی انگار گولم زدن. ....نمیدونم چکارکنم خیلی حرصم گرفته.