امروز با شوهرم دعوام شد. عصبانیتمون زیاد شد صدامون رفت بالا. بعد دختر ۱۵ ماهم خیلی ترسید و به شدت زد زیر گریه. از اون ساعت به بعد هم هی دندون قروچه میکرد. خیلی ناراحتم برای بچم دارم میمیر کاش دعوا نمیکردم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اصلا شوهر من از وقتی بچه دار شدیم رفتارش بد شده دیگه مثل سابق نیستیم منم باهاش سرسنگینم.
دقیقا مثل من، قبل از بچه دار شدن این قدر کارهاش برام مهم نبود ولی الان که از صبح تا شب با بچه سرو کله میزنم توقعم ازش رفته بالا و حساس تر شدم ولی اون اصلا عین خیالش نیست