بیاین اعتراف کنین شیطون توجلدتون رفته چیکارا کردین
اولین اعتراف خودم ، اعتراف میکنم یه شب خیلی خوابم میومد تا اومدم بخوابم شوهرم سر یه بحثو باز کرد هی اومدم محل ندم انقدر گفت و گفت که منم به صدا در اومدم و باهاش دعوا کردم خلاصه خواب منو که از سرم پروند خودش تخت گرفت خوابید و خرو پفش بلنذ شد منم اعصابم خورد اینجور موقع ها هم بی خواب میشم و خوابم نمیبره خلاصه حرصی شدم یه نقشه شوم کشیدم و الکی فیلم بازی کردم که خواب بد دارم میبینم و خلاصه شوهزم از صدام بیدار شد و خیال منم راحت شد که به بیدارش کردم و خوابو اژ سرش پروندم و گرفتم خوابیدم