ما باید حقیقت را میگفتیم.و حقیقت این بود: «نه، اصلاً حالم خوب نیست.»اما هیچکس نمیدانست چطور با شنیدن این حقیقت کنار بیاید، بنابراین ما راههای دیگری برای بیان آن پیدا کردیم...و از هر جایگزین دیگری استفاده کردیم: موادمخدر، مشروبات الکلی، مواد غذایی، پول، بازوهایمان، بدنهای دیگر. ما به حقیقت خود، به جای صحبت کردن از خود غیرواقعیمان، عمل کردیم و گند همهچیز درآمد!اما ما فقط میخواستیم صادق باشیم
آخه به دلایلی میخوام پارمیس بزارم،یکی فامیلیشه ک پریزاد،دوم اسم دوتا پسرامه پرهام و آراد،سوم معنیاش خیلی دوست دارم،بهشت کوچک،عروس باران،فرشته ی بهشتی و...در ضمن میخواستم مثل اسم پسرام هم معنی فرشته داشته باشه هم اصیل فارسی باشه