2777
2789
عنوان

دلدادگان

309 بازدید | 32 پست

سلام من چن تا قسمت آخر فصل دورو ندیدم 

چی شد؟یکی تعریف کنه الان نگاه میکنم انگارگیج شدم

ازونجایی ندیدم که فرزانه رف خونه حلیمه خانوم عنایت اومددر خونش

بقیش چی شد؟تعریف کنید🙏🙏🙏🙏

بازم معرفت داشت بهونه نیاوردوروراست گفت اونومیخام...ازم معذرت خاست وگفت خیلی مردی و شرمندتم اونومیخام...ب پهنای صورت واسش گریه کردم غموهدیه کردم به قلبم واسش نذرکردم واسش قرض کردم بمونه تاتسکین شه دردم😔😔😔
فرزانه همون افسانس؟؟

نمیدونم ک

مگه میشه انقدر تغیرقیافه داد

بازم معرفت داشت بهونه نیاوردوروراست گفت اونومیخام...ازم معذرت خاست وگفت خیلی مردی و شرمندتم اونومیخام...ب پهنای صورت واسش گریه کردم غموهدیه کردم به قلبم واسش نذرکردم واسش قرض کردم بمونه تاتسکین شه دردم😔😔😔

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

فعلا این قسمت رو ببین الان تا از دستش ندی😁

پادشاهی در خواب دید تمام دندانهایش افتادند!دنبال تعبیر کنندگان خواب فرستاد...اولی گفت: تعبیرش این است که مرگ تمام خویشاوندانت را به چشم خواهی دیدپادشاه ناراحت شد و دستور داد او را بکشند...دومی گفت: تعبیرش این است که عمر پادشاه از تمام خویشاوندانش طولانی تر خواهد بود...پادشاه خوشحال شد و به او جایزه داد!هر دو یک مطلب یکسان را بیان کردند اما با دو جمله بندی متفاوت...نوع بیان یک مطلب، میتواند نظر طرف مقابل را تغییر دهد... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا این قسمت رو ببین الان تا از دستش ندی😁

تعریف کنید دیگه توروخداااا😭😭😭

بازم معرفت داشت بهونه نیاوردوروراست گفت اونومیخام...ازم معذرت خاست وگفت خیلی مردی و شرمندتم اونومیخام...ب پهنای صورت واسش گریه کردم غموهدیه کردم به قلبم واسش نذرکردم واسش قرض کردم بمونه تاتسکین شه دردم😔😔😔

هیچکس تعریف نمیکنه؟

بازم معرفت داشت بهونه نیاوردوروراست گفت اونومیخام...ازم معذرت خاست وگفت خیلی مردی و شرمندتم اونومیخام...ب پهنای صورت واسش گریه کردم غموهدیه کردم به قلبم واسش نذرکردم واسش قرض کردم بمونه تاتسکین شه دردم😔😔😔

فرزانه چون صورتش سوخت جراحی پلاستیک کرد و کاملا چهرش تغییر کرد و اسمش رو گذاشته افسانه تا قابل شناسایی نباشه

پادشاهی در خواب دید تمام دندانهایش افتادند!دنبال تعبیر کنندگان خواب فرستاد...اولی گفت: تعبیرش این است که مرگ تمام خویشاوندانت را به چشم خواهی دیدپادشاه ناراحت شد و دستور داد او را بکشند...دومی گفت: تعبیرش این است که عمر پادشاه از تمام خویشاوندانش طولانی تر خواهد بود...پادشاه خوشحال شد و به او جایزه داد!هر دو یک مطلب یکسان را بیان کردند اما با دو جمله بندی متفاوت...نوع بیان یک مطلب، میتواند نظر طرف مقابل را تغییر دهد... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
خوشگلا خانوما من فصل یک وندیدم الان امیر فکر میکنه هاتف مرده!؟؟قضیش چیه

هاتف کیه؟

بازم معرفت داشت بهونه نیاوردوروراست گفت اونومیخام...ازم معذرت خاست وگفت خیلی مردی و شرمندتم اونومیخام...ب پهنای صورت واسش گریه کردم غموهدیه کردم به قلبم واسش نذرکردم واسش قرض کردم بمونه تاتسکین شه دردم😔😔😔

عنایت اومد دنبالش و یه نامه از نادر آورد که برو فلان جا و زمین رو بکن رفتن و کلی پول و طلا بود تو ساک برداشتن

پادشاهی در خواب دید تمام دندانهایش افتادند!دنبال تعبیر کنندگان خواب فرستاد...اولی گفت: تعبیرش این است که مرگ تمام خویشاوندانت را به چشم خواهی دیدپادشاه ناراحت شد و دستور داد او را بکشند...دومی گفت: تعبیرش این است که عمر پادشاه از تمام خویشاوندانش طولانی تر خواهد بود...پادشاه خوشحال شد و به او جایزه داد!هر دو یک مطلب یکسان را بیان کردند اما با دو جمله بندی متفاوت...نوع بیان یک مطلب، میتواند نظر طرف مقابل را تغییر دهد... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز