2777
2789
عنوان

خانومهامیشه یه لحظه بیاین مهمه

152 بازدید | 12 پست

من الان رفتم گلاب به روتون دستشویی ازتوی ادرارم یه لخته خون ریش ریش شده اومد.بنظرتون خطرناکه؟خیلی میترسم.هفته8بارداریم

بالاخره منم مامان شدم.روز11اردیبهشت 1398 دخترکوچولوی من ساعت16و35 دقیقه به دنیا اومد😍😍😍

سونوی قلب رفتی؟؟

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

اورت رفته بالا ی لیوان شیر بخور بعدش برو دکتر شاید عفونت ادراری باشه نمی شه از ظاهر گفت ...

یعنی چیزمهمی نیست؟اخه بهم گفت عفونت نداری دیروز.خیلی ترسیدم

بالاخره منم مامان شدم.روز11اردیبهشت 1398 دخترکوچولوی من ساعت16و35 دقیقه به دنیا اومد😍😍😍

یغنی ازمایش ادرار دادی؟کلیت مشکل نداره خدای ناکرده؟مایعات و شیر زیاد بخور اگه باز هم دیدی حتما پیگیر باش

آنکه در طرز غزل نکته به حافظ آموخت /یار شیرین سخن نادره گفتار من است 
الان نیستش که.دست وپام داره میلرزه

نه بابا چرا می لرزی ریلکس باش ....استرسنداشته باش چیزی نیست..سوزش ادرار داری؟

آنکه در طرز غزل نکته به حافظ آموخت /یار شیرین سخن نادره گفتار من است 
یغنی ازمایش ادرار دادی؟کلیت مشکل نداره خدای ناکرده؟مایعات و شیر زیاد بخور اگه باز هم دیدی حتما پیگیر ...

اره عزیزم دیروزجوابشوبردم گفت مشکلی نداره

بالاخره منم مامان شدم.روز11اردیبهشت 1398 دخترکوچولوی من ساعت16و35 دقیقه به دنیا اومد😍😍😍
اره عزیزم دیروزجوابشوبردم گفت مشکلی نداره

پس مشکلی نیست ...همون مایعات و شیر بخور بذار چیزیم هست تمیز،بشه

آنکه در طرز غزل نکته به حافظ آموخت /یار شیرین سخن نادره گفتار من است 
نه بابا چرا می لرزی ریلکس باش ....استرسنداشته باش چیزی نیست..سوزش ادرار داری؟

نه سوزش ندارم.

بالاخره منم مامان شدم.روز11اردیبهشت 1398 دخترکوچولوی من ساعت16و35 دقیقه به دنیا اومد😍😍😍
پس مشکلی نیست ...همون مایعات و شیر بخور بذار چیزیم هست تمیز،بشه

مرسی عزیزم بابت راهنماییت.خیلی ترسیده بودم.

بالاخره منم مامان شدم.روز11اردیبهشت 1398 دخترکوچولوی من ساعت16و35 دقیقه به دنیا اومد😍😍😍
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز