خواهر شوهرم تلفن کرد به مامانم. مادرم هم گفت نهههه
"برای اینکه مردم در خط نگهداشته شوند، آنها باید گرسنه، نیازمند، بیسواد، و خرافی نگهداشته شوند. اگر فرزند بقال باسواد شود، او نهتنها به سخنرانی من انتقاد خواهد کرد، بلکه واژههای بدیعی را نیز بکار میبرد که نه شما و نه من نمیتوانیم آن را بفهمیم … چه اتفاقی میافتد اگر کودک علوفهفروش باهوش و توانا باشد و کودک من، ...،تنبل و احمق باشد؟"
تو ماشین پشت چراغ قرمز 😃😃 نمیدونم چرا فکر کرد موقع خوبی ازم خواستگاری کنه
فقط 11 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !
1
5
10
15
20
25
30
35
40
روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
رفتیم با هم نشون خریدیم یواشکی خواهر شوهرم زنگ زد اجازه گرفت اول دوتا از خواهر شوهرام با مادر شوهرم اومدن منو دیدن بعد اجازه گرفتن برا خاستگاری رسمی دوشب بعدشم اومدن و نامزد کردیم با 6 عدد خواهر شوهر کلنجار میرویم به همین خوشمزگی تامام
تو مثل راز پاییزی🍁و من رنگ زمستانم❄چگونه دل اسیرت شد قسم بر شب 🌛نمیدانم💓