2777
2789
عنوان

رفتم تو حیاط...😢

1037 بازدید | 23 پست

سلام،

وای خدا الان رفتم رو حیاط دو تیکه لباس رو بند بود بردارم با تاپ وشلوارک و بدون روسری کفشامو در آوردم اومدم درو ببندم یهو چشمم افتاد به پشت بوم یه خونه که مرده وایساده داره نگاه میکنه😭

فکرکنم کارگر بود دارن خونه میسازن اینجا، قشنگ سرشم اینور اونور میکرد که بهتر ببینه 😖

اعصابم خیلی خورد شده حالم بهم خورد😢 شوهرم صدبار گفته میری حیاط یچی درست بپوش برو خاک بر سرم😢

الحمدالله❤

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خود کرده را تدبیر نیست

غصه نخور عبرت شد برا دفعه بعد 

ی چادر جلابیب رنگی بدوز ک هرچیم پوشش تو خونه بود با این مدل چادر کاملا پوشونده میشه بدنت جلوشم تا بالا زیپ بده راحت باشی

 مادر از مرگ نمیترسد...تنها نگرانی یک مادر این است که فرزندش را در دنیایی تنها بگذارد که هیچکس مانند او دوستش نخواهد داشت.

عیب نداره بابا..اون‌بنده خدا رو شاد کردی الان باانرژی بیشتری کار میکنه 😁😁

هر چه اید به سرم  باز بگویم گذرد                                     حیف ازین عمر     که با می گذرد، می‌گذرد    💔💔
اتفاقیه که افتاده سری بعد حجاب داشته باش

بعضیوقتا اگه لباسم خوب نباشه چادر میپوشم الان نمیدونم چی شد کلا تو فکر بودم قدم زنان رفتم و اومدم😖 غلط بکنم دیگه اینطوری برم

الحمدالله❤

منم صب بدون روسری با تاپ شلوار جلو در وایستاده بودم داداشم بیاد همسایه رد شد سرش تو خونه ما بود منو دید 

موهاش دریا بود دنیامو زیبا کرد* فهمید دیوونم موهاشو کوتاه کرد
اشکالی نداره یه نظر حلاله     دیگه تو اون وقت کم و از اون فاصله ایشالله چیزی ندیده بعدا دق ...

آره بخدا دیدم داره با دقت نگاه میکنه حالم بهم خورد😓

الحمدالله❤

حالا نری به شوهرت بگی اونم دهنت سرویس کنه

ولش کن فراموش کن هیچی نگوو

با هرچه عشق نام تو را می توان نوشت...با هرچه رود نام تو را می توان سرود...بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را...با چشم های روشن تو می توان گشود
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز