مامانمینا با مادرشوهرمینا طبق معمول خونمون بودن 😁 حرف از ازدواج افتاد که مثلا مرد وقتی ازدواج میکنه اگه شهرستان باشه زنو ور میداره میبره تو شهر خودشون بیچاره زن تکو تنها دور از خانوادش میمونه
بعد شوهرم گفت مرد غلط میکنه آدم مگه دخترو از خانوادش دور میکنه بعد یواشکی به من گفت اگه ما شرایطمون اینطوری بود مطمئن باش من میومدم شهرتون کلی ذوق کردم 😊😊😊 بعد گفت دختر دلش نازک نمیتونه تحمل کنه دوری از خانوادشو