لطفا سرزنشم نکنید .داغوووونم ..تو این دوسالو خورده ای حتی ب حالت شوخی یا ترسوندنشم حتی رو دستشم نزده بودم ...اصلاا نزده بودمش .تازه تو اون تاپیک ک راجب کت کودک بود چقد اون مادرار لعنت کردم ک بچه های کوجیکشونو میزنن😢
ولی امروز حالم خیلی ب بود شوهر ذلیل شده مم بد جور عصبیم کرده بود ..بچم تو حیاط سر خورد افتاد پیشونیش بد جور کبود شد ..منه کور شده احمقم وقتی پیشونیشو دیدم حالم بد شدترسیدم بد جوری زدمش دوبار محکم زدم از پشت گردنش خییییلی محکم 😢😢😭😭😭😭کلی گریه کرد .نمک رو زخمم نپاشید خودم از صب دارم گریه میکنم و خودمو لعنت ..وقتی نگاش میکنم بغض میکنم ...ی چیز بگید اروم شم 😭😭