2777
2789
عنوان

واقعیت تلخ

| مشاهده متن کامل بحث + 1619 بازدید | 136 پست
متاسفانه همین جمله هاست که باعث میشه بقیه نسبت به اعتقادات ما گارد بگیرن.😓😓😓😓

اره واقعا دین به این خوبی دارید چرا اخه انقدر بدعت و نو اوری چرا انقدر تعصبات اخه 

  همسرم  پسرام    بهانه ای برای نفس کشیدنم  

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

کاش اینو همه بفهمن دلم آشوب شده داغونم همه ش میگم بچه من ک نیست چراانتقال خدامیتونه بهمون بچه صحیح و ...

عزیزممممم منم مث خودت بودمممم 

چه شبهایی که با خدا حرف زدم و حس میکردم تو بغلش بودم 

ده سال منتظر بودم نا امید نشدم مث شما هم منتظر معجزه نبودم 

فقط نا امید نشدم 

نا امید شیطانه رجیمه عزیزم 



بیا بغلممممم😍😍😍من با سومین میکرو باردار شدم

  همسرم  پسرام    بهانه ای برای نفس کشیدنم  
میگن اولین روزه محرم ولی حالا که گذشته اشکالی نداره یهروزو روزه بگیر به نیت علی اصغر و زکریا تا بچه ...

نمیدونم چ حکمتی هست هم پارسال وهم امسال رواول محرم پریودمیشم درصورتی ک اصلاموعدم نبوده

همسرم میگه اول انتقال اگرنگرفت وسقط شد ی بچه میاریم

اخع 

چه دل بزرگی 

منم فرزندی رو به فرزندخواندگی قبول کردم درست روز تولد پسرم ازم گرفتنش گفتن شما بچه دارید و دیگه به شما تعلق نمیگیره 

هنوز دلواپسمممم هنوز فکرشم

  همسرم  پسرام    بهانه ای برای نفس کشیدنم  
اره واقعا دین به این خوبی دارید چرا اخه انقدر بدعت و نو اوری چرا انقدر تعصبات اخه 

متاسفانه همینطوره، 

به استاتر گفتن هرچی بخوایی این خاندان بهت میده، دور از جون استاتر بر منکرش لعنت، اما خوب خداهم گفته صبور باشید من با صابرینم حرف خدا از ائمه بالاتر هست دیگه، من مطمئنم استاتر باردار میشه دوسال خیلی زوده باید کمی بیشترصبر کنه

قبل از اینکه بحث کنی و حرص بخوری این نقل قول رو یادت بیار؛یه زنبور هیچ وقت وقتش رو تلف نمی کنه که به مگس توضیح بده عسل از کثافت بهتره بعضی ذهن ها قرار نیست تغییر کنن انرژیت رو برای چیزای مهم تر نگه دار....

نمیدونم چ حکمتی هست هم پارسال وهم امسال رواول محرم پریودمیشم درصورتی ک اصلاموعدم نبوده

اول اروووم باش بدون استرس 

ورزش کن 

تو جمع دوستان باش 

شاد باش 

یه دکتر خوب انتخاب کن 

دلتو ببند به خدا 

شد که لطفه 

نشد هم لطفه پروردگار مهربونه 


  همسرم  پسرام    بهانه ای برای نفس کشیدنم  

عزیزم انتقال کلی هزینه برمیداره چرا بجای اینکه یه بچه بیارید و این پولارو که قراره تو حلق دکترا بریزید خرج اون بچه و خودتون نمیکنید؟ عمه من بعداز ده سال دوا درمون که مثل شما ناامیدشد رفت یه بچه آوردباورکن انقدر مهرومحبت این بچه به دل همه نشسته تازه خیر وبرکت آورد تو زندگیش. خودش میگه خواست خدا این بود اما من درکشو نداشتم

عزیزممممم منم مث خودت بودمممم  چه شبهایی که با خدا حرف زدم و حس میکردم تو بغلش بودم  ده ...

بهمون گفتن اسپرم ناسالم هست شکل طبیعی اصلا نداره قابل آی وی اف هم نیست بهمون وقت دادن برای کارهای ابتدایی انتقال 

کی اوردیش بچه رو داشتی ی بچه دیگه اوردی؟!

نع روز تحویل بچه به من .....پسرم بدنیا اومد زنگ زدن برای دیدن بچه که گفتم بیمارستانم برای زایمانم 

و گفتن نع تعلق نمیگیره و بیاید درخواستتون رو رد کنید من نرفتم 

خیلی دنبالش دویدم نشد که نشد ندادن

  همسرم  پسرام    بهانه ای برای نفس کشیدنم  

بخون موهای تنت سیخ میشه مردونه



بخون اما ناراحت نشو دوستان بخونید ببینم چشمی خشک میموونه..؟

یکی از نوکرا و ذاکرای ارباب میگفت: 15 ماه پیش خواهرم کربلا بود تو صحن حضرت عباس ع بودیم مداح داشت روضه میخووند یه وقت دیدیم یه پیرمردی اومد از یقه اون مداح گرفت کشید پایبن گفت عباس دروغ میگه ...عباس دروغ میگه

مداح ارومش کرد گفت چی شده گفت من بعد 75 سال بچه دار شدم الان که 19 سالشه رفته تو کما  با خودم گفتم درمون دردش عباسه

از اصفهان اومدم کربلا امروز زنگ زدن بهم گفتن بچت مرده...دروغ میگن که عباس حاجت میده

خواهرش میگفت مجلس بهم ریخت ..

فرداش تو صحن حضرت عباس بودیم دیدیم پیرمرده پا برهنه اومد ..با خودموون گفتیم الان مداح و میزنه دوباره..

دیدیم اومد جلو 5 پایه که مداح روش واساده بود دستشو گرفت گفت بیا بغل ضریح بخوون همه کسایی که دیروز بودنم باشن...میخوام بگم غلط کردم... (گریه میکردو میگفت)

میگه همه رفتیم مداح گفت حاجی چی شده ..

گفت خانوومم زنگ زد گفت چوون نمیذارن زنا تو غسال خونه برن التماس کردم گفتم 1 بار بچمو تو سرد خوونه ببینم...

میگه همین که کشو رو کشیدن بیروون دیدیم رو نایلوون بخار نشسته سریع اوردنش بهش شوک دادن بعد چند دقیقه به هوش اومد ..

پسرموون که اصلا تو قید و بند مذهب نبود تا نشست گفت بابای من کجاست؟

گفتم بابات کربلاست ...

گفت بهش زنگ بزن بگو زمانی که تو کما بودم 1 اقای قد بلندی اومد (حدودا 195) تو خوابم گفت ...پسرم بلند شو...

به بابات سلام برسوون بگو...

ابروی من یک بار تو سرزمین کربلا رفته بود.. 

چرا دوباره ابروی منو بردی...برو بهش بگو عباس دروغ نمیگه....‏

وقتی داری روزای سختی رو میگذرونی و متعجبی که خدا کجاست.یادت باشه که استاد همیشه موقع امتحان سکوت میکنه
بهمون گفتن اسپرم ناسالم هست شکل طبیعی اصلا نداره قابل آی وی اف هم نیست بهمون وقت دادن برای کارهای اب ...

منم مث سما بودم با میکرو شدم 

  همسرم  پسرام    بهانه ای برای نفس کشیدنم  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  3 ساعت پیش
توسط   aypari  |  4 ساعت پیش