سلام بچه ها، من هیچوقت تو این ۴ سال که عروس عمم شدم جوابشو پس ندادم،یا حتی بی احترامی نکردم اونا خیلی بد کردن بهم، جلوی صورتم به پسرش که شوهرمه گفت منتظر اون روزی ام که زنت بهت خیانت کنه و برینه تو زندگیت،چرا؟؟ چون به حجاب من گیر میداد که حتما چادر سر کنم ولی من باشوهرم حرف زدم راضیش کردم که یاد ندارم،بااین که دختر خودش با بلوز تو خیابون راه میره،خلاصه الانم شوهرم مثل کوه پشتمه ولی با این که یک سال میگذره که خونه خودمونیم،هنوزم میخواد تو زندگیمون دخالت کنه😢 دیروزم میخواستم برم شهرستان پیش مامانم اینا، مادرشوهرمم میخواس برع،منم برداشتم گفتم پس بیاین همه باهم بریم, به شوهرم میگه من زنتو نمیبرم باز حاملس کاری میشه، شوهرم گفت ما خودمون میخوایم بریم به شما کاری نداریم، باز به شوهرم میگه بیا منو ببر پول گازتو میدم ولی کرایه نمیدم زنتو نیار.
از دیروز عصبی ام، اخه مگه من چیکار به اون دارم،اخرم نه گذاشت ما بریم نه خودش رفت، حالا از صبحم چون شوهرم عدسی نذری داره با من اخماشو کرده تو هم هی به شوهرم میگه خودم میخوام کارای دیگت رو انجام بدم
خسته شدم دیگه از دستش
چیکار کنممممم؟؟؟؟
😖😖😖😢😢😢