بچه ها من دوتا دوست صمیمی دارم با یکیشون از اول ابتدایی دوستم وفامیل هم هستیم که اسمش فاطمه اس
با اون یکی از دبیرستان دوستم که اسمش زهراست
دوهفته پیش با دوستای دوران دبیرستانم همگی رفتیم بیرون فاطمه نتونست بیاد زهرا یه کفش خوشگل پوشیده بود گفتم چه نازه از کجا خریدی؟
گفت با فاطمه رفتیم بیرون برای عید خریدیم😕
یعنی خودشون دوتا بدون اینکه به منم بگن رفته بودن بیرون در حالیکه من خیلی پایه ام توهمون زمان هم باهم تو گروهمون تو تل گرام در ارتباط بودیم ولی به روشون نیاوردم اصلا گفتم شاید نتونستن به من بگن
حالا امروز زنگ زدم به فاطمه احوال پرسی کردیم گفتم برای دانشگاه اماده شدی گفت نه هنوز هیچی نخریدم فردا قراره بازهرا بریم بیرون مانتو وکیف بخریم میخواستم به تو زنگ بزنم بگم دیگه تو خودت زنگ زدی! حالا من ساعت 8 شب بهش زنگ زدم تا اون موقع ایشون به من نگفته بودن!!
چقدر دوستام بی معرفتن😔 بیشتر از فاطمه ناراحتم من دوست قدیمیش بودم ولی چقدر راحت فراموش شدم