سلام دوستان ی راهنمایی ازتون میخوام من ی دوهفته ای میشه ازدواج کردم 7ماهم نامزد بودم خانواده همسرم خیلی بی توجهی حتی ی جوراب برمن نخریدن برد شوهرم تو هیچکدوم از مراسمات نبود فقط ی ساعت آخر عروسیو اومد گفت کار داشتم فلان حسرت خیلی چیزا رو رو دلم گذاشتن ولی شوهرم همیشه حقوق میده ب خانوادش میگه اشکال ندارد یعنی حرف بزنم میخواد گردنمو بزنه حالا برادرشوهرم اسباب کشی داره زنگ زده بیاید کمک من ب شوهرم گفتم مگه ما این همه مشکل داشتیم داداشم ی بار زنگ زد ک بیاد من ک نمیام تو میری برو کمک مگه خودشو زنش تو مراسمات من بودن برگشت شوهرم گفت باید بیای گفتم نمیام بهم گفت خیلی دم درآوردی بهش گفتم چرا بی محلی ک بهت میکنن حالیت نیست گوشی رو قطع کردم حالا میخوام ی جور بهش بفهمونم درک کنه ک منم حق دارم مگه من چ گناهی کردم این همه حسرتو تو دلم گذاشتن شده بودم مسخره کل فامیل تو مراسمات فقط مادرشوهرم بود
عزیزم ازاول کار بد رفتی جلو همون اول نباید خودتو کوچیک میکردی وقتی اون حلقه طلابرداشت تو براچی نقره خریدی مگ ارزش تو از اون کمتره.الانم تادیرنشده رفتارتوعوض کن نزارفک کن ارزش تو کمه و اون خیلی ازتوبهتره
با زبون خوب بگو درسته احترام مادر و برادرت واجبه ولی تا آخر عمر قراره با من زندگی کنی و احترام من اح ...
آره ی بار گفتم گفتم خانوادت برات نمیمونم دیدی تو بدترین شرایط عروسی من بودم کنارت بودم من بودم طلا نخواستم من بودم لباس مجلسی قرضی گرفتم آوردم تو خریدارم نشون دادم من بودم آرایشگاه ارزون رفتم من بودم بخاطر تو کوتاه آمدم نمیگم طرفدار من باش ولی بذار باهات درددل کنم