من درکت میکنم
من و مادرشوهرم قطع رابطه ایم
ولی از وقتی عروسی کردم مرتب زنگ میزد رو تلفن خونه و با شوهرم کلییییی وقت حرف میزدن.بخدا دیوونم کرده بود وقت و بی وقت زنگ میزد.مثلا جمعه صبح زود.یا موقع شام یا ناهار.یا مثلا ۱۲ شب
من بروی خودم نمیاوردم
بعد دیدم طوری شده انگار داره با ما زندگی میکنه از بس تلفنی آمار من و زندگیم رو میگرفت.
من به شوهرم اعتراض کردم گفت مادرم که اینجا نمیاد توقع داری تلفن هم نزنه.
من دیگه چیزی نگفتم
انقدر به این کارش ادامه داد تا شوهرم خسته شد و چند بار تلفنی دعواشون شد.
دیگه تو خونه زنگ نمیزنه
راحت شدم