وای پس مثل منم هنوز هست ببین ماهم مادر شوهرم خیلی خیلی ولخرج بود همه ی پولا رو برای این بچه ها که از شوهر دومش بود خرج میکرد و فقط از ما میچاپید عید امسال حامله بودم همزمان خونه هامون رو هم بانک برده بود و باید تخلیه میکردیم انقد استرس و خون دل خوردم تا افتادن
ببین من به بدی بچه هاشون راضی نمیشم اما خود مادر شوهر و عموی شوهرم رو راضیم کنار خیابونم ببینم چون کم بهشون خدمت نکردیم بد جور سرمون اوردن