2777
2789
عنوان

پشیمونم..

| مشاهده متن کامل بحث + 523 بازدید | 42 پست

استارتر عزیز همیشه باید یه جوری رفتار کرد که طرف مقابل دچار سوء تفااهم نشه فکر نکنه ضعیفی فکر نکنه نمیتونی کاری بکنی

منم مشکلات زیادی داشتم شوهرم مدام داد و بیداد میکرد و کتک کاری و فحش ، دیدم من دارم مورد ظلم واقع میشم از یه جایی به بعد هروقت شوهرم داد زد من ده برابر بدتر داد زدم ،فحش داد منم مثل رگبار بستم به فحش و تا کتک کاری کرد منم تا جایی که تونستم از خودم دفاع کروم گرچه حرمت بینمون کلا از بین رفت ولی شوهرم مثل بچه آدم نشیت سرجاش.الان در مرحله بازیابی حرمتها هستم ایشالله اینم درست میکنم

بله بعد 5 سال یاد کسی افتادم چجوری حواسش تو دانشگاه به من بودم و همیشه زیر نظرم داشت نگاه هاش حرکاتش ...

با کی دعوا داشتی ؟ دیوانه وارعاشق کی شدی؟

یالله یا کریم یا أول یا آخر یا مجیب 💚 لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم رَبِّ لا تَذَرْني فَرْداً وَ اَنْتَ خَيْرُالْوارثين

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خب به مادرت حالا بگو  دسته گلی که به اب دادی  زیاد زیاد اب دادی  خراب شد  دی ...

مامانم

چی بگم از مامانی که منو خواهرمو بدبخت کرد

از مامانی که عقل نداره از اینکه گند زد حتی به زندگی خودش..خدا خیلی حرفا تو دلمه

چه کارا و حرفا نزد جلو این شوهرم که باعث شد شوهرم همش سرکوفت بزنه تو سرم چه فحشایی نده هر خری میفهمه اگه هزارتا گوه کاری میکنی نباید جلو داماد و عروست بگی که برای دختر یا پسرت بد نشه

ولی مامان من

فقط منو شوهر داد تا راحت طلاقشو بگیر و بره...

برای خوشبختی و آرامش و سلامتی مادر و خواهرم لطفا صلوات  بفرستید
15 روزشه ارزومه طلاق بگیرم اما کو کسی که پشتم باشه هیچ پشتوانه ای ندارم 

عزیزم تو کرمان غریب هستی ؟ کجایی هستی ؟

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد
استارتر عزیز همیشه باید یه جوری رفتار کرد که طرف مقابل دچار سوء تفااهم نشه فکر نکنه ضعیفی فکر نکنه ن ...

شوهر من آدم غد و بی عقله فک و فامیل هم براش مهم نیست هرچی داد بزنی بدتر میکنه

من اوایل هیچی نمیگفتم الان جواب میدم

اون زبونش نیشه نیشه چند شب یش یه حرفی زد از همون شبش تا فردا عصرش همینجوری گریه اشک بی صدا میخریتم جوری.که چشم چپم هنوز که هنوز تاره

خستم نمیکشم

برای خوشبختی و آرامش و سلامتی مادر و خواهرم لطفا صلوات  بفرستید
چرا عقل نداره  چرا خراب کرد  این حرفات  با  امصات  ضد نقیض هستش

امضام واسه اینه که حداقل واسه پیدا کردن راهش باشه چون با تمام ظلمایی که از بچگی درحقم کرده چقدر که کتکم زد و خیلی چیزا که اگه بگم شاخ درمیارید که این چجور مادریه ولی باز دلم براش میسوزه

برای خوشبختی و آرامش و سلامتی مادر و خواهرم لطفا صلوات  بفرستید
بالوالدین احسانا 

چه احسانی در حقشون بکنم وقتی داشت منو خفه میکرد دوتا دستاشو گذاشته بود جلو دهنمو بینیم کلی دست و پا زدم کلی آجیم گریه کرد وااای وااای اگه بگم برای چی میمونید

نمیشه بگم چون شرم دارم

برای خوشبختی و آرامش و سلامتی مادر و خواهرم لطفا صلوات  بفرستید
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بیبیگلیی  |  2 ساعت پیش