2777
2789
عنوان

حق با کدوممونه؟؟

289 بازدید | 28 پست

سلام بچه ها دیشب با شوهرم قهر بودم بیخودی باهام دعوا کرد سر چیز بیخودی خونم میاد سرش فقط تو گوشی منم قهر کردم اومدم اتاق گرفتم خابیدم ساعت 1 اومده سراغم موقع خاب نزاشتم نزدیک شه ناراحت شد بعدش دلم سوخت گفتم نخاب گف دیگ نمیخام انقد گفتم توجه نکرد منم بالشمو برداشتم اومدم هال حسابی گریه کردم 😢تا اینکه خابم اومد همونجا خابیدم صب باز بهش اس دادم گفتم منو درک نمیکنی خودتو جایه من نمیزاری همش دعوا میکنی جواب نداد ناهارشو آماده کردم اومدم اتاق تا بیاد منو نبینه اومد ناهارشو خورد رف تو گوشیش اینو از صداهاش متوجه میشدم 

حالا میگم نزارم فاصلمون زیاد ش امشب براش برنامه بزارم من پیش قدم شم ب نظرتون کارم درسته؟؟؟؟؟؟؟

چون میگی الکی دعوا میکنه من بودم پیش قدم نمیشدم همون دیشبم نباید منت کشی میکردی

یک جهان روضه و یک ماه محرم داری......آه اقای غریبم چقدر غم داری.....تا ابد هم که بخوانند همه مرثیه ات .....بازهم روضه ی ناخوانده به عالم داری.....

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

باید اول تکلیفتو با خودت مشخص کنی،اینجوری نه شوهرتو میتونی تربیت کنی نه در آینده بچتو ،باید بدونی کجا حق داری و کجا حق با طرف مقابله

‎متاسفانه یه عده هنوز نمیدونن‎ احترامی ک بهشون میذاري از ‎شخصیت خودته نه کمالات اونا!

بنظرم مسایل و مشکلاتتون رو با روابط.جن سی قاطی نکنید...ااگه حتی قهر هم هستید اون روابط رو داشته باشید، خیلی بهتره

محمود دولت آبادی در کتاب کلیدر میگه : در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود ؛ میان ما و زندگانی چیزی گنگ بود ؛ ما دیر آمدیم یا زود ، هر چه بود ، به موقع نیامدیم ؛ گذشت و بهتر که میگذرد....

بچه ها دعوامون سر این شد ک بهم میگ نماز بخون منم خاستم بفهمه من حالیمه نماز خوندنو دوس دارم گفتم من دوس دارم بخونم ولی موهام بیرون میرم بیرونه ب دلم نمیشینه خاستم بفهمه تا اون بگه من خودم میدونم ناراحت شد گف انگار نمازو برا من میخونه نمیخام بخونی منم گفتم مگ چیگفتم داد میزنی بعدش قهر کردم بجایه اینکه بیاد دنبالم ازم میخاد براش وسایل ببرم اومد اتاق خابیدم 1 اومد بخابه بهم نزدیک شد شوخی میکرد اینکارا رو از بس تو گوشیه انجام نمیده 

دلم براش سوخت گفتم بیخیال فراموش کنم بهش گفتم نخاب گف نمیخام قلقلکش دادم بلن ش دستمو پرت کرد

بی محلی میکنم.. تا اون کاری نکنه منم نمیکنم

قبلا توجه همه چیش خوب بود اما الان فقط گوشی دستور دادن دلشم رابطه خاستم اونموقع بغل بوس میکنه 

بخودم گفتم بیشتر از این سردش نکنم رفتم منت کشی

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108