من امروز ناهار قیمه داشتم هر وقت غذا زیاد بیاد میدم ب نگهبانمون بعد مادر شوهرمم قرمه سبزی اورد برامون ما ک ناهار خورده بودیم ۲تا قاشقم قرمه سبزی خوردم زنگ زدم نگهبان بیاد غذا ببره قرمه رو ریختم بیرون قیمه رو ریختم براش گفتم به وقت تو راه مادر شوهرم ببینه زشته بعد رفتم پایین خونه مادر شوهرم گفتم خوشمزه نشده بود قرمه سبزی گفتم چرا خیلی هم خوب بود اتفاقا همرو خوردیم گفت احه داده بودی ب نگهبان گفتمم منننننن ن من غذای خودم زیاد بود قیمه درست کرده بودم دادم گفت اخه ازش پرسیدم غذا میخوای بدم گفته عروست داده گفتم چی داده بهت گفته اسمشو نمیدونم سبز بود نخود توش داشت منم گفتم لابد قرمه سبزی رو دادی این نگهبان گییییییج همه چیو قاطی پاطی میگه خیلی خجالت کشبدم فک کنم باورش نشد😂
❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️
آهااااي تويي كه از من خوشت نمياد آره دقيقا با خودتم دوست عزيز به خودت بگير دقيقا بدون حسمون دو طرفه ست منم ازت خوشم نمياد كه هيچ، ازت متفرم نبينمت تو تاپيكام يا ريپلايام خوش گلدي... ببينمت گزارش ميخوري👊🏻 بدون حتي ارزش نداري نتمو صرفت كنم جوابتو بدم پس جوابتو ندادم، آب بريز نسوزه
آهااااي تويي كه از من خوشت نمياد آره دقيقا با خودتم دوست عزيز به خودت بگير دقيقا بدون حسمون دو طرفه ست منم ازت خوشم نمياد كه هيچ، ازت متفرم نبينمت تو تاپيكام يا ريپلايام خوش گلدي... ببينمت گزارش ميخوري👊🏻 بدون حتي ارزش نداري نتمو صرفت كنم جوابتو بدم پس جوابتو ندادم، آب بريز نسوزه
من که منظورتو نفهمیدم. ولی چه مادرشوهر خوبیییب. قرمه سبزی داده بهت.
من قیمه دادم ب نگهبان این نگهبانم خیلی گیجه کلا همه چیو بر عکس میگه به مادر شوهرم گفته عروست ی غذای سبز بهم داده مادر شوهررم فک کرده قرمه سبزی ک برای من اورده دادم ب نگهبان😅
❤️بدون تو یه مروارید مشکی بی صدف من ته مردابم یه ماهی وسط دریاولی خب بی نفسو وصله قلابم❤️