یادمه یه بار با برادرشوهر و جاری رفته بودیم شمال. رفتیم یه هتل آپارتمان دو خوابه گرفتیم . مردا خسته بودن رفتن تو اتاق روی یه تخت دو نفره خوابیدن. این اتاق یه پنجره به حیاط هتل داشت. که فاصله با کف اون طبقه ش کم بود. برادرشوهرم میگفت چشمام بسته بود که دیدم یه دفه یکی از مسافرا پنجره رو که کشویی بود باز کرد از بیرون و سرش رو آورد تو. گفت خودمو زدم به خواب شاید بره. گفت بعد یه نگاه طولانی رفت.🤣 بعدش چند دقیقه دیگه برگشت یه دید دیگه زد.😐
در قیامت گنهکاران گویند"افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره کنندگان آیات او بودم"(سوره زمر آیه۵۶) سبقت از سایه ها به بیشتر دویدن نیست، به سوی نور که باشی سایه ها در پس تواند الله نورالسماوات والارض
نمیدونم. برادرشوهرم میگفت فقط چشمامو بسته نگه داشتم. گفتم اگه باز کنم چشم تو چشم بشیم چکار کنم.🤣
در قیامت گنهکاران گویند"افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره کنندگان آیات او بودم"(سوره زمر آیه۵۶) سبقت از سایه ها به بیشتر دویدن نیست، به سوی نور که باشی سایه ها در پس تواند الله نورالسماوات والارض