جاری من اینقد هول بود ک هنوز پنج دیقه نبود از سونو اومده بودم خونه ک برخلاف همیشه ک زنگ نمیزد یهویی زنگ زد گفت جنسیتش چی بود😐
ان تی هم بهم نگفته بود جنسیتو اینقد هی بهم میگفت بچت دختره گفتم شکر خدا دخترم رو چشمامون جا داره خودمم حس میکنم دختره یکم خیالش جمع شده بود
بعد انومالی نمیخاستم بگم بهش چون با اینک ب نظرم هیچ فرقی نداره دختر یا پسر ولی میدونستم خیلی پسر دوس داره و دوتا دختر داره دلم نمیخواست دلش بشکنه