2777
2789

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

شوهرم کم کم سرذ شد بهم

برا عروسی هر چی میخواستم شوهرم برام خرید ولی بعد عروسی حتی از اینم دریغ نکردم و سرش منت گذاشتم که بی پول که بهت میگن من مراعات جیبتو کردم اسمون جل

کم کم شوهرم شبا دستش گوشی بود و هی تو گوشی منم حوصله خودمو نداشتم چه برس شوهرم تازه داشتم به خودم میومدم که چزا ژود ژدواج کردم دوستام تفریح میکنن و من باید نهار شام بزارم از خونم بدم میومد هی به شوهزم منت میزاشتم  که چزا ماشین نداریم یه کوفتی بریم شوهرمم اولا مدازا کزد بعد حوابمو میداد دعوا میکردیم وحشتناک یه فحش  و فحش کازی سز چیزا الکیییی پ مسخره 

یه دوش ابِ گرم!یه لباس راحتی! یه چای تازه دم!یه موسیقی ملایم ....به درک که خیلی از مشکلات حل نمیشه!!!! 

من ۱۴ سالگی نامزد کردم ۱۵ عروسی لوس بازی زیاد کردم 

ولی نه تا این حد 

بیشتر ساده بودم ولی همون موقع بهتربود قلبمم پاک تر بود

میشه برای بچه دار شدنم صلوات بفرستی 😢😢😢😢😢

خلاصه کم کم شوهرم برا گوشیش رمز گذاشت و همش سررر گوشیش همش دعوا داشتیم تا اینکه ی بار یادش رفت رمز گوشیشو بزنه و من رفتم تلگرامش و دیدم با ی دختری چت میکنه در حد دوست مثلا میگفت کجایی رفتی حموم چرا ج نمیدی این شعر قشنک؟؟سلام صبح بخیر  و .... کفری شدم قهز کردم رفتم خونه مامانم ولی هیچی بهشون نگفتم مامانم گریه زاری که برگرد حتی نمیپرسید چی شده اومدی 

بعد چند روز ناغافل برگشتم خونه و شوهرم ب پام افتاد برام ساعت و انگشتر  طلا خرید و گفت غلط کزدم فلان

ذیگه من ازش سررررد شدم دنیای خودمو جدا کردم 

روژهای بی تفاوتی داشتیم و کم کم همه گفتن بچه دار شید زابطتون خوب میشه و ...منم عاشق بچه هی اصزاز میکردم شوهرم میگفت تو خودتو نمیتونی چمع کنی تا ۲ خوابی ی نهار نمیزاری بچه رسیدگی میخاد ولی من گوشم بدهکار نبود گفتم ی بار جلوگیزی نکنیم شوهرم قبول نکرد ولی مخشو زدمو با همون ی بار حامله شدم 

یه دوش ابِ گرم!یه لباس راحتی! یه چای تازه دم!یه موسیقی ملایم ....به درک که خیلی از مشکلات حل نمیشه!!!! 
خلاصه کم کم شوهرم برا گوشیش رمز گذاشت و همش سررر گوشیش همش دعوا داشتیم تا اینکه ی بار یادش رفت رمز گ ...

چه اشتباه بزرگی😔😔😔

گر تن بدهی دل ندهی کار خراب است/چون خوردن نوشابه که در جام شراب است/گر دل بدهی تن ندهی باز خراب است/این بار نه جام است و نه نوشابه سراب است/اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویندچون دغدغه مردم این شهر حجاب است/تن را بدهی دل ندهی فرق ندارد/یک آیه بخوانند گناه تو ثواب است/ای کاش که دلقک شده بودم نه شاعر/در کشور من ارزش انسان به نقاب است/هر جای جهان مرتبه زن بلند است/در کشور من زن مثل میت به حساب است/خریدند تنت را و بریدند کفنت را/به یک آیه و چند سکه ببستن دهنت را/نه روحی به کار است نه عشقی به بار است/فقط شهوت مردانه به اندام تو یار است/شکستند دلت را و غرور و حرمتت راسکوتت گرفت از تو تمام فرصتت رابه نانی تو راضی شدی و هیچ نگفتیهمین است که جاهل زده بر تو همتت را

تا حامله شدم اومذم خونه مامانم پیش خودم میگقتم اینطوری نازم ببشتر از تنبلیمم بود که پاشم غذا بزارم خونه ماملنم بخور بخاب بود

کل حاملگیمو خونه مامانم بودم شوهرم همش میومد هیچ وقت خونه نمیرفت گوشیش رمز نداش و خیلییییی باهام خوب بود ولی ی شب دیدم ی دختری بهش 

یه دوش ابِ گرم!یه لباس راحتی! یه چای تازه دم!یه موسیقی ملایم ....به درک که خیلی از مشکلات حل نمیشه!!!! 

شعر میفرسته و شوهرمم جوابش میده وبعد چند شعر میپرسه شما؟؟و اونم جوابرمیده یه اشنا

تمام تنم یخخخ کرد و یادم تو حاملیگم چقدررررر گریه کردممم و شوهرم گفت نمیشناسم دیدی که پرسیدم شما کی هستید گفتم شاید ی دوستم باشه گفتم تو یکیو نمیشناسی همون اول باید بپرسی نکه کلی شعزاشو جواب بدی

خلاصه این ۹ ماه حاملگی گذشت و من همچنان خونه مامانم

بعد دخترم به دنیا اومد و بعد اونم ی ماه خونه ماملنم بودم و افسردگی شدیذ گرفتم که خب کسی توجه نمیکزد 

بعد یه ماه مشتری اومد برا خونمون دیدیم قیمتش خوبه فروختیم و رفتیم ی جا اجاره کردیم و باقی پول گذاشتیم بانک تا وام بگیریم و تو رمینی که پدرم بهمون داده خونه بسازیم

یه دوش ابِ گرم!یه لباس راحتی! یه چای تازه دم!یه موسیقی ملایم ....به درک که خیلی از مشکلات حل نمیشه!!!! 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز