یه ترسی منو برداشته بود تا یه ربع پیوسته جیغ بنفش کشیدم و بعدش از حال رفتم😭😭😭
من باید قوی باشم ، مثل پرنده ای که باید پرواز کند ، مثل بارانی که باید ببارد ، مثل خورشیدی که باید بتابد ، مثل چشمه ای که باید بجوشد ، من باید قوی باشم و این باید یعنی انتخاب دیگری به جز قوی بودن و ادامه دادن ندارم🥺🥺🥺 امضای قبلی رو حیفم اومد پاک کنم🤭🤭👈👈👈صبور باش ... هم حکمت را میفهمی...هم قسمت را میچشی... هم معجره را میبینی....😊خاطره زایمان من😊
سخت ترین لحظه زندگیم زمانی از زندگیم بود که از همه چی بریده بودم ..مادرم...پدرم...همسرم...خانواده همسرم انقدناامیدبودم ازهمه که میخاستم خودمو بکشم اما.....خداروشکرالان همه چی درست شده اونموقعها خیلی بدبود ...
نه خانواده ها سر مهریه به توافق نرسیدن ، اون هم رفت ازدواج کرد اما سال ها گذشت و من که تو شرف ازدواج بودم شنیدم طلاق گرفته نمی دونید چه حالی شدم اما همه چیز تمام شده بود
دل عروس شکوندن تاوان داره خدایا سپردم به خودت انتقام من را خودت با عروس دومشون بگیر