2777
2789
عنوان

پدر شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 387 بازدید | 29 پست

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

منم پدر شوهرم عمومه که عید قربان بهش زنگ زدم نه هیچی پاشده رفته مشهد نکرد یه زنگ بزنه عروس برادرزاده ما داریم میریم مشهد تو نمیای

مادرشوهرم زنگ زد قبل عید گفت هلن جان چه خبر خوبی منم گفتم زن عمو دور که میشی یادت میاد یه عروسی داری

بعد مثه اینکه به پدر شوهره رسوندن زنگ زد به مامانم گفتم بگو رفته حموم 

میدونی لامصبا فک میکنن چون برادر زاده ای هر کار دلشون میخواد بکنن بعدم میگن برادر زاده با بچه چه فرقی میکنه من مثله پدرت

من که توپم پره از دستش 

عزیزم انتظارهاتو از بقیه بیار پایین تر بخاطر ارامش‌خودت😊نمیگم توقع زیادی داشتیا،نه 

خوب آخه خودش ی سردرد میگیره هزار بار میرم بهش سر میزنم حالا چی میشد ی زنگ میزد میگفت مردی یا زنده ای 

میگن عروس عمو شدن خوبه ماک خوبی ندیدیم تا الان 

والا واس من ب خیال خودش عین دختراش رفتار میکنه 

از چند روز پیشم شنیدم که طلاهای خریدمو همه رو شوهرم خریده اعصابم خورده مردیکه گفت من حساب میکنم تو بردار 

والا واس من ب خیال خودش عین دختراش رفتار میکنه  از چند روز پیشم شنیدم که طلاهای خریدمو همه رو ...

منم تو عروسیم خیلی خیلی کوتاه اومدم بد ترین تالارو غذا ارزون ترین آرایشگاه و لباس رو انتخاب کردم بعد عروسی همه جا جار زده بود ارغوان پدر منو تو عروسی در آوردو جیبمو خالی کرد 

دیگه مادر شوهرت اومدههههه  این رسم عیادت و اینا مال قدیما بود  بیخیال

مادر شوهرم اومد واسه اینکه بخوادحرف دربیاره گفت بس بچه سقط کردی ب چرا نگفتی اومد کلی زخم زبون زد رفت

مادر شوهرم اومد واسه اینکه بخوادحرف دربیاره گفت بس بچه سقط کردی ب چرا نگفتی اومد کلی زخم زبون زد رفت

یکی چی بگن .. بخند اینا رو بخون همینه میگم عیادت دیگه چیه 

ول کن نیومده بود راحتتتر نبودی 


سری که درد نمیکنه رو دستمال نمیبندن .. والا مامان و بابا و همسرت بادی حواسشون بهت باشه که هست 

بقیه بودن بودن.. نبودن بهتر 

شوهرت اگه داره بخره .. چه ایرادی داره  توقع تو بیار پایین


شوهرم داره 

پدر شوهرمم داره 

جریانش اینه همزمان که برا من خواستگاری اومدن دختر خودشم داد به اون یکی پسرعموم بعد اول ما خرید کردیم برا عقد نزدیک ۱۰ تومن طلا خرید 

اون یکی پسرعموم که برا دخترش اومده بود خواستگاری دستش خالیه یه کارمند ساده است بعد پدرشوهر من برگشت گفت هر جور برا هلن خریدین همونجور هم برا فاطمه بخرید 

تو طلا فروشی زن عموم گفت هر چی برداشتی به حساب عموت منم برداشتم 

خلاصه برا دخترش هم عینن خرید کرد 

بعد یه مدت به شوهرم گفت زود باش پول همون خریدی که کردمو بده شوهرم به من نگفت دوسه شب پیش از دهنش در رفت 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108