2777
2789
عنوان

پدر شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 385 بازدید | 29 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

منم پدر شوهرم عمومه که عید قربان بهش زنگ زدم نه هیچی پاشده رفته مشهد نکرد یه زنگ بزنه عروس برادرزاده ما داریم میریم مشهد تو نمیای

مادرشوهرم زنگ زد قبل عید گفت هلن جان چه خبر خوبی منم گفتم زن عمو دور که میشی یادت میاد یه عروسی داری

بعد مثه اینکه به پدر شوهره رسوندن زنگ زد به مامانم گفتم بگو رفته حموم 

میدونی لامصبا فک میکنن چون برادر زاده ای هر کار دلشون میخواد بکنن بعدم میگن برادر زاده با بچه چه فرقی میکنه من مثله پدرت

من که توپم پره از دستش 

عزیزم انتظارهاتو از بقیه بیار پایین تر بخاطر ارامش‌خودت😊نمیگم توقع زیادی داشتیا،نه 

خوب آخه خودش ی سردرد میگیره هزار بار میرم بهش سر میزنم حالا چی میشد ی زنگ میزد میگفت مردی یا زنده ای 

میگن عروس عمو شدن خوبه ماک خوبی ندیدیم تا الان 

والا واس من ب خیال خودش عین دختراش رفتار میکنه 

از چند روز پیشم شنیدم که طلاهای خریدمو همه رو شوهرم خریده اعصابم خورده مردیکه گفت من حساب میکنم تو بردار 

والا واس من ب خیال خودش عین دختراش رفتار میکنه  از چند روز پیشم شنیدم که طلاهای خریدمو همه رو ...

منم تو عروسیم خیلی خیلی کوتاه اومدم بد ترین تالارو غذا ارزون ترین آرایشگاه و لباس رو انتخاب کردم بعد عروسی همه جا جار زده بود ارغوان پدر منو تو عروسی در آوردو جیبمو خالی کرد 

دیگه مادر شوهرت اومدههههه  این رسم عیادت و اینا مال قدیما بود  بیخیال

مادر شوهرم اومد واسه اینکه بخوادحرف دربیاره گفت بس بچه سقط کردی ب چرا نگفتی اومد کلی زخم زبون زد رفت

مادر شوهرم اومد واسه اینکه بخوادحرف دربیاره گفت بس بچه سقط کردی ب چرا نگفتی اومد کلی زخم زبون زد رفت

یکی چی بگن .. بخند اینا رو بخون همینه میگم عیادت دیگه چیه 

ول کن نیومده بود راحتتتر نبودی 


سری که درد نمیکنه رو دستمال نمیبندن .. والا مامان و بابا و همسرت بادی حواسشون بهت باشه که هست 

بقیه بودن بودن.. نبودن بهتر 

شوهرت اگه داره بخره .. چه ایرادی داره  توقع تو بیار پایین


شوهرم داره 

پدر شوهرمم داره 

جریانش اینه همزمان که برا من خواستگاری اومدن دختر خودشم داد به اون یکی پسرعموم بعد اول ما خرید کردیم برا عقد نزدیک ۱۰ تومن طلا خرید 

اون یکی پسرعموم که برا دخترش اومده بود خواستگاری دستش خالیه یه کارمند ساده است بعد پدرشوهر من برگشت گفت هر جور برا هلن خریدین همونجور هم برا فاطمه بخرید 

تو طلا فروشی زن عموم گفت هر چی برداشتی به حساب عموت منم برداشتم 

خلاصه برا دخترش هم عینن خرید کرد 

بعد یه مدت به شوهرم گفت زود باش پول همون خریدی که کردمو بده شوهرم به من نگفت دوسه شب پیش از دهنش در رفت 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز