هشت ساله یکیو دوست دارم اما نمیدونه چن سال پیش چن بار شماره داد بهم اما چون تو محلمون بود ترسیدم زنگ بزنم
خلاصه گزشت و من گفتم از سرم میپره اون موقع ۱۴ سالم بود اما نپرید که نپرید
هر موقع دلتنگ میشدم تو اینستا میگشتم تا شاید ردی پیدا کنم ازش به صورت اتفاقی ایدی داداششو پیدا کردم و فالو کردم پیجشو باز کرد البته نه با پیج خودم با پیج فیک
یه روز گفتم شانسی رمز بزنم شاید تونستم وارد پیجش بشم و از شانس من رمز پیجش تاریخ تولدش بود بخدا دروغ نمیگم کاش این اتفاق نمیوفتاد
رفتم تو پیجش دستام میلرزید فقط باورم نمیشد با شماره وارد اینستا شده بود و شمارش رو فهمیدم یه شب زده بود به سرم و حالم خیلی بد بود و دلتنگ خودمو جا زدم به جای یکی از فامیلاشون که از طریق اینستا میشناختمش رابطه اشون با این پسره جوریه فامیل دوره شاید عیدا و چن بار در سال که میرن شهرشون همدیگرو ببینن
با یه خط دیگه پیام دادم به داداشش و گفتم که فلانیم پروفایل نزاشتم اونم نفهمید گفت خوبی فلان راجع به کار حرف زدم یکم بعد گفتم شماره علی (اسم مستعاره )رو بده ،فرستاد شماره رو هدفم این بود از این کار که ببینم چی گزاشته پروفایل و با کسی هست یا نه که داداشش گفت اصلا هیچی نداره وات و اینا و زیاد گوشی دستش نمیگیره
الان مثل چی از این میترسم که اینا همو ببینن و بفهمن قضیه رو
اونوقت اشنا پیدا کنن پیگیری کنن کی بوده
بچه ها فامیل پسره جوریه که تو شهرشون زیاد این فامیل هست یعنی امکان این که فک کنن کسی دیگه بوده غیر اینم باز هست هر چند اندک
حالا من اصلا یادم نبود با این خطه قبلا تلگـــرام نصب کردم اونروز استرس گرفتم خطه رو شکستم عکس یه دختر خارجی گزاشته بودم پروفایلم ولی اسم و ایدی ندارم
چن روز پیش رفتم خطو سوزوندم بچه ها به تظرتون ترسم به جاست یا الکی استرس گرفتم هر چن وقت یه بار یادم میاداعصابم بهم میریزه این چه کاری بود کردم 😓