2777
2789
عنوان

امید زندگی .....(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 155826 بازدید | 10472 پست

اولین بار سال 92 بود که وارد این تاپیک شدم، یکسال بود که فهمیده بودم شوهرم آزو هست ،بماند که مثل همه شما وقتی این خبر را شنیدم چقدر داغون شدم، اصلا باورم نمیشد، چند سالی از ازدواجمون گذشته بود و حالا که تصمیم داشتیم بچه دار بشیم رفتیم پیش یه دکتر که زیر نظرش باشیم که توی همون اولین ویزیت یسری آزمایش واسه من و شوهرم نوشت و .. .

واااای وقتی که شوهرم اومد خونه و گفت توی جواب آزمایشم نوشته تعداد اسپرم ،صفررررر

اولش فکر کردم داره باهام شوخی میکنه و میخواد منو امتحان کنه اما وقتی برگه جواب را دیدم دیگه چشمام جایی را ندید ،یه دفعه کل زندگیم مثل فیلم از جلوی چشمم گذشت و همونجا روی زمین نشستم و دوتایی با هم فقط در سکوت اشک ریختیم.....

دوستان میدونم همه شما این لحظات را کم و بیش تجربه کردین اما دوست داشتم دوباره بگم تا بهتون یادآوری کنم که من حال تک تک شما را میفهمم....

خلاصه بعد از یکسال دوندگی و پیش دکترهای مختلف رفتن و انجام عمل پیوپسی و غیره ..... نتیجه این شد که امکان نداره ما بچه دار بشیم و دکتری که پیشش رفته بودیم خیلی راحت گفت میتونم بهتون یه نامه بدم که برین از بهزیستی بچه بیارین!

اما من گفتم نه دکتر زحمت نکشین بدون نامه شما هم به ما بچه میدن....

خلاصه بعد از اون بود که اومدم و توی سایتها دنبال هر نکته ای میگشتم که واسه ما نقطه امیدی باشه تا اینکه امید زندگی را پیدا کردم و دوست خوبم نینی مامی که اگه اشتباه نکنم استارتر بود (و همینجا براش آرزوی موفقیت میکنم)

البته اینم بگم که توی این مدت خیلی شرایط بدی داشتیم و حتی به طلاق هم فکر کرده بودم ....

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

سلام به همه دوستای خوب امید زندگیمن از بچه های قدیمی امید زندگی هستم ،یک سال بیشتر بود که پستی نذاشته بودم ،البته الان خیلی وقته میخوام پست بذارم ولی با این سایت جدید نمیتونستم وارد بشمشاید خیلی از دوستان جدید منو نشناسن ولی دوستان قدیمی حتما منو یادشونه.....

سلام عزیزم من تاپیک قبلی رو خوندم شمارو کم وبیش میشناسم😘

خوشحالم به ما سر زدی

خلاصه از بچه ها شماره منشی دکتر میر را گرفتم و چون خودم ساکن یکی از شهرهای اصفهان بودم اونو انتخاب کردم. و اصلا دنبال تهران رفتن نبودم،البته بین دکتر میر و ایز و مس استخاره کردم که میر خوب اومد و راهی مطب شدیم...

بار اول ایو یو آی منفی شد ... 

چقدر گریه کردم که چرا خدا نخواست و چرا نمیشه و چرا من لایق نیستم و خلاصه کلی ناامید شدم با همون بار اول!

بعد که دیدم توی این سایت دوستانی هستن که حتی 18 باررررر آی یو آی رفتن و ناامید نشدن ، از خودم خجالت کشیدم و دوباره یاعلی گفتم و ماه بعد دوباره با هزار امید رفتم .....

و ایندفعه خدا خواسته بود و جواب تیتر بتا مثبت بود و این یعنی من باردار بودم ، دیگه از خوشحالی خودم و شوهرم و خانوادم براتون نمیگم ....

اومدم توی سایت به بچه ها خبر دادم و همه خوشحال شدن و پیش خودم گفتم حالا معلوم شد چرا استخاره گفت این دکترو انتخاب کنم!

البته دوستان یه نکته مهم را فراموش کردم که همینجا میگم و اون اینکه قبل از اومدن به سایت و فهمیدن اینکه اصلا چیزی به اسم اسپرم اهدایی هم هست و دکترایی هستن که این کارو انجام میدن ، همون ابتدا توی کلینیک ناباروری اصفهان دوبار جنین اهدایی گرفتم،یکبار از یه زن و شوهر با کلی هزینه که فقط دوتا جنین واسم موند که انتقال دادم و منفی شد و یکبار دیگه هم دلشون برام سوخت و از جنینهای مرکز سه تا واسم انتقال دادن که بازم نشد....

بعدشم که اومدم سراغ آی یو و بار دوم که مثبت شد ولی مشکل از جایی شروع شد که بتا کند بالا میرفت و در آخر بجای بالارفتن پایین هم اومد و این یعنی بارداری پوچ و ختم و بارداری و سقط جنین....

هیچوقت یادم نمیره روزهایی را که بخاطر اینکه کورتاژ نشم چقدر پیاده راه رفتم و اشک ریختم......

دوستان خوب و مهربونم ممنون که بهمون سرزدین...

نازنین عزیزم ان شاء اله دلتون شاد میشه و خدا به بهترین نحو  واستون جبران  میکنه اونطوری که دلتون میخاد...

فرشته عزیزم خدا کوچولتونو بهتون ببخشه... و همیشه دلتون شاد باشه...تو این مدت بچها با وجود تلاش و امیدی  که داشتن ولی  خدا نخاسته..ممنون که بهمون سر زدین و بهمون امید دادین....


دوستای گلم اینجا را خلاصه تر میگم که بعد اون سقط سه بار دیگه رفتم آی یو و باز هم منفی شد ....

و چون شرایط آی وی اف و تهران رفتن نداشتم ایندفعه راهی کرمانشاه شدم و پیش دکتر چ آی یو کردم که در کمال ناباوری و با وجود بیبی چک مثبت ولی بتام منفی بود...  

در نهایت راه آخر را رفتیم ،تهران و دکتر ک و تخمک خودم و اس اهدا و انتقال سه تا جنین که تنها امیدم بودن.....

و اینبار با اولین انتقال تنها بسته جنینم جواب مثبت بود و بر خلاف دفعه قبل اینار حاملگی پوچ نبود و در شش هفتگی جنین تشکیل شده بود و ما چقدر خوشحال بودیم که خدا معجزه اشو شامل حال ما کرده!

اما غافل از اینکه باز هم خدا نخواست و مادر شدن قسمت من نبود و در هشت هفتگی بدلیل عدم تشکیل قلب جنین باز هم همان داستان سقط جنین وحشتناک تکرار شد و اینبار با یه تفاوت و اینکه بعد از سقط دچار لختگی خون در ساق پای چپم شدم و اگر دیر به اورژانس میرسیدم. .....

اونجا بود که فهمیدم نباید هیچ چیز را به هر قیمتی از خدا بخوام!

دیگه از ناامید شدنم و شرایط سخت اون زمان نمیگم چون میدونم همه شما کم و بیش حال اون زمان منو درک میکنین.....

و برای بار آخر و صحبت نهایی رفتم پیش دکتر ک و ایشون گفتن بخاطر سابقه لختگی دیگه نمیتونی داروی هرمونی زیادی مصرف کنی و از تخمک خودت استفاده کنی، تنها کمکی که میتونم بهت بکنم چون شرایط خاصی داری میتونم فقط یکبار از جنینهای مرکز برات انتقال بدم...

دوتا جنین برام انتقال دادن و عکسشونو دادن دستم و پانزده روز با عکس اون دوتا جنین صحبت کردم و حرف زدم و درد دل کردم و اشک ریختم..... 

وحالا یکی از اون دوتا جنین دختر خوشگل و دوست داشتنیه منه که الان چند ماهشه و شده فرشته الهی و فرشته نجات زندگیم.....

که هر وقت اونو شیر میدم فقط از خدا میخوام دامن همه منتظرا بخصوص بچه های امید زندگی را سبز کنه،الهی آمین

دوستان ببخشین که طولانی شد ، فقط میخواستم بدونین که با یبار آی یو منفی یا آی وی اف منفی اصلا ناامید نشین ، مطمئن باشین تو سرنوشت تک تک شماها مادر شدن هست و شما بهترین و دلسوزترین و دلشکسته ترین مادرای دنیا میشین

دیگه از ناامید شدنم و شرایط سخت اون زمان نمیگم چون میدونم همه شما کم و بیش حال اون زمان منو درک میکنین.....و برای بار آخر و صحبت نهایی رفتم پیش دکتر ک و ایشون گفتن بخاطر سابقه لختگی دیگه نمیتونی داروی هرمونی زیادی مصرف کنی و از تخمک خودت استفاده کنی، تنها کمکی که میتونم بهت بکنم چون شرایط خاصی داری میتونم فقط یکبار از جنینهای مرکز برات انتقال بدم...دوتا جنین برام انتقال دادن و عکسشونو دادن دستم و پانزده روز با عکس اون دوتا جنین صحبت کردم و حرف زدم و درد دل کردم و اشک ریختم..... وحالا یکی از اون دوتا جنین دختر خوشگل و دوست داشتنیه منه که الان چند ماهشه و شده فرشته الهی و فرشته نجات زندگیم.....که هر وقت اونو شیر میدم فقط از خدا میخوام دامن همه منتظرا بخصوص بچه های امید زندگی را سبز کنه،الهی آمین

😢خداروشکر که ته همه این قصه شیرین بود

خدایا هزار مرتبه شکرت😭

عروسش کنی الهی نمیس جونم خیلی متاثر شدم وخجالت کشیدم از نا امیدیم

😢خداروشکر که ته همه این قصه شیرین بودخدایا هزار مرتبه شکرت😭عروسش کنی الهی نمیس جونم خیلی متاثر شدم وخجالت کشیدم از نا امیدیم

ممنونم یلدا جون


راستش اگه میومدم و فقط خبر مادر شدنمو میدادم ،احساس میکنم حقی که تاپیک امید زندگی به گردن من داشت را درست بجا نمیاوردم

امیدوارم ناامیدی از دل تک تک دوستان دور بشه و یا علی بگن و اینقدر ادامه بدن تا هدف اونا با خواست خدا یکی بشه

دوستان خوب و مهربونم ممنون که بهمون سرزدین...نازنین عزیزم ان شاء اله دلتون شاد میشه و خدا به بهترین نحو  واستون جبران  میکنه اونطوری که دلتون میخاد...فرشته عزیزم خدا کوچولتونو بهتون ببخشه... و همیشه دلتون شاد باشه...تو این مدت بچها با وجود تلاش و امیدی  که داشتن ولی  خدا نخاسته..ممنون که بهمون سر زدین و بهمون امید دادین....

نازلو جان ممنون عزیزم

انشالله موفق باشین

ممنونم یلدا جونراستش اگه میومدم و فقط خبر مادر شدنمو میدادم ،احساس میکنم حقی که تاپیک امید زندگی به گردن من داشت را درست بجا نمیاوردمامیدوارم ناامیدی از دل تک تک دوستان دور بشه و یا علی بگن و اینقدر ادامه بدن تا هدف اونا با خواست خدا یکی بشه

الهیی که دیگه درد نکشی تو زندگیت دوستم خیلی لطف کردی که به ما سر زدی

کاش یاس گل وبقیه دوستان قدیمی بودن این هارو میخوندن

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز