امشب دلم پر از درده،وقتی در یخچالو باز میکنم پر از دارو و امپوله وقت امپولم گذشت دلم میخواد یکیشو بردارم صدای شوهرم بزنم،عزیزم وقته امپولمه نمیدونید چقدر شرمندشم نمیدونید با چه دردی امپولا رو میزد جاشونو میبوسید میگفت شرمنده همش تغصیر منه،نمیدونید چقدر درد داره وقتی صدای زنگ موبایل میاد روی صفحه اسم داروهام میاد خیلی درد داره وقتی دستم رو میزارم رو شکممو میگم فالله و خیرا حافظا خدایا مواظب نی نیام باش میخوام بازم براشون ایت الکرسی بخونم بگم خدایا به نی نیام زندگی بده عمر با عزت و سلامتی بده
ایییییی خدا خسته شدم شرمنده شدم ای خدا داغون شدم دیگه نمیکشم کفر نمیگم اما به دادم برس دیگه نمیتونم

حتی کسی رو ندارم که پیشش دردو دل کنم خودت که بهتر میدونی چقدر سرمو رو بالش خیس گذاشتم خودت که بهتر میدونی چقدر جگرم از حرف مردم سوخته خدا خودت که بهتر خبر از دل شکسته شوهرم داری خدایا به بیکسیمون رحم کن 😭😭😭😭