2777
2789
عنوان

امید زندگی .....(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 156169 بازدید | 10474 پست
یلدا عزیزم به عنوان خواهر بزرگترت اگ قابل میدونی دوس دارم ی چیزی بهت بگم...دنیا خیلی کوچک تر از اون چیزی که ماها فکر میکنیم..درست که خداروشکر خودت سالمی و مشکلی نداری..ولی خب متاسفانه از شانس بد همه ما همسرامون مشکل دارن که این واس هممون سخت تر از موقعی که خودمون مشکل داشتیم..هممون دوس داریم ثمره زندگیمون ماحصل عشق خودمون باش ولی خب خدا نخاست...ما هم مجبوریم که قسمت و تقدیرمون بپذیریم چون حکمت خدا اینطوریه....حالا ماها واس پذیرفتن این مشکل و حفظ زندگیمون چن تا راه داریم..که یکیش اس اهدایی و دیگری پذیرش جنین اهدایی... حالا شما سنتون کم ..ولی وقتی سنتون مثل ماها بره بالا دیگه اونوقت واس حفظ زندگیت هر طوری که شده میخای مشکل حل شه و چراغ زندگیت روشن بشه..حالا شمام با خدا معامله کنید نه با بنده خدا...واس حفظ زندگیتون هر کاری که میدونین به نفع زندگیتون هس انجام بدین.. ان شاء اله بهترین راه و مسیرو انتخاب میکنی...و مطمئن باش خدا پاداش کارتو که هوای بندشو داشتی ی جایی تو زندگیت واست پر میکنه..

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

ملیحه جون چه غم انگیز نوشتی منو که به گریه انداخت ...چی بگم انگار قسمت ما هم شده تلاش بیهوده منم خستم خیلی ... حباب جون تو هم که دست کمی از من نداری پارسال با چه امید و آرزویی رفتم همایش شیرخوارگان...با خودم گفتم حتما حاجتمو میگیرم 14دونه شیر بردم ..و گفتم امسال با بچم ببرم پخشش کنم افسوس زهی خیال باطل واسه من که دیگه راهی نمونده نه مرخصی دارم نه توان دکتر رفتن کم آوردم
الهی مرا  آن ده که آن به 
یلدای جان ممنونم بابت شماره.عزیزم به نظر من خیلی سخت نگیر بسپر به خدا و ازش بخواه هرچی خیر و صلاحتونه به دلتون بندازه و براتون پیش بیاره.شوهر من اوایل که متوجه مشکلمون شدیم به هیچ کدومش راضی نبود منم دیگه هیچ حرفی نزدم تا اینکه خودش راضی شد البته خیلی زمان برد ولی لازم داشت تا با خودش کنار بیاد.الان هم با اینکه با اس موافقه ولی من بخاطر اینکه روحیه خیلی حساسی داره نمیخام حتی یه لحظه فکر کنه که بچه فقط ربطی به اون نداره و برای اینکه شرایطمون یکی باشه خواستم ج بگیریم. ماها از یه طرف باید درد و غصه رو تو دلمون بریزیم وتحمل کنیم از یه طرف باید مواظب شوهرامون باشیم تا نکنه با کوچکترین حرفی دلشون بشکنه خدا کنه بتونیم این امتحان سخت خدا رو سربلند پشت سر بزاریم...
ملیحه قشنگم بمیرم برای دلت بمیرم برات عزیزم چند بار متنتو خوندم با هر کلمه ش باهات همدردی کردم ماها غریب ایم راست میگی درد ما بی درمونه حتی نمیتونیم با کسی از سنگینی دلمون بگیم اصلا چی بگیم درد زیاده ... قلبمون گلوله آتیش چی بگیم‌از تقدیرمون‌ چی بگیم از خدا.... چیزی برامون خواسته که گاهی دیگه نفس کم میاد ...کم میاد
الهی ... نگاهی... 🙏🚼🙏 می خواهم مادر شوم 🌹 چشیدن لذتی دیگر از زندگی 🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند می خواهم مادر شوم 🚼 می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم 🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌 می خواهم مادر شوم چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼 چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو 🚼 خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما 👪💑 می خواهم مادر شوم م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا خداوندا مهربانی آرامش دلدادگی و رحمتت را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹
یلدا جان خودتو بزار جای شوهرت اگه مشکل تو بودی چکار میکردی,من شوهرم مشکل داره آماده شدیم رفتیم که میکرو کنیم من همه آزمایشاتو دادم به نظر رسید که مشکلی ندارم دکتر آمپولا رو برام نوشت منم روز دوم تا هشتم پریودی تزیق کردم روز هشتم رفتم برا سونو اما هیچ تخمکی نداشتم بردم پیش دکتر گفت آزمایش ذخیره تخمدان ندادی ,نداده بودم همون روز انجام دادم و بردم پیش دکتر ,دکتر گفت متاسفانه ذخیره تخمدانت تموم شده باید از تخمک اهدایی استفاده کنی حالا شرایط منو و شوهرم یکی شد ,خودم صفرم شوهرم هم صفر ,اینجا دیگه هیکشس نمیتونه رو دیگری زور داشته باشه
تبالاخره تیکرو گذاشتم ,انشالله همه بچه های نی نی سایت این تیکرو بگذاران و فقط برا ی سوالهای بارداری اینجا بیام 
شوهرم میکه اکه زنم نازایی داشت نمیتونستم صبرکنم چون خیلی عاشق بچه ام منم وقتی ازمایش ذخیره تخمدان دادم ته دلم کفتم اکه مشکلی باشه نه تنها ناراحت نمیشم بلکه خوشحال میشم که مثل شوهرمم هر دفعه که دکتر رفتن کفتن حیفه تخمکات خوبه انگار که خنجر کردن تو دلم خب به چه دردم میخوره شوهرم شوق وذوق نداره بجه نصف ژنش از من باشه
یلدا جان من بعضی وقت ها فکر میکنم همین که کنار همسرم زندگی میکنم لطف بزرگی در حقش کردم اما واقعیت اینه که من بدون اون نمیتونم نفس بکشم این کارا که ماها انجام میدیم لطف نیست گلم تلاش برای داشتن زندگیه بهتره اول برای خودمون وبعد همسرامون اگه خواست همسرم جنین بود من میپذیرفتم با وجود این که تخمک خوب دارم و حتی خودم اولین پیشنهادم جنین بود اما بعد از این که متوجه شرعی بودن اس شدیم خواست همسرم اس بود
یکی از دوستام که تو مرکز ناباروری با هم آشنا شدیم و با هم میکرو کردیم بعد از چند تا شکست واین که چون فامیل نزدیک بودن بچه هاشون سقط میشد دوبار از جنین اهدا استفاده کردن که دومین بار بار دار شد و الان یه دختر خوشگل داره که تموم زندگیشونه به خاطر همین که اونو دیده بودم دنبال جنین رفتم اما پیشنهاد دکترم وهمسرم اس بود
خوبه حالا ب شوهرم کفتم دیکه در موردش صحبت نکن هی تیکه ومتلک میپرونه میکه من تو بهزیستی اشنا دارم اما از تو میترسم چون تو بجه ایی که تو شکمت بزرک میشه دوست نداری اونوقت بجه بهزیستی رو جطوری قبول میکنی میکم خب اون اک شبیه ما نیست همه میدونن بجه ما نیست کفت نه مخفیانه نمیذاریم کسی بفهمه کفتم شرمنده من حوصله فیلم بازی کردن ندارم!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز