2777
2789
عنوان

امید زندگی .....(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 156157 بازدید | 10473 پست
قراره برم پیش یه دکتره جدید تا دوباره بررسیم کنه چند ساعته نشستم خلاصه پرونده ام رو مینویسم پانکچرام تعداد امپول تعداد فولیکول جنین هاو... خسته شدم و واقعا گریه ام میگیره از یاد آوریشون فکر نمیکردم یهرو این مشکل انقدر بزرگ بشه که 12 سال بگذره و من هنوز اندر خم یک کوچه باشم😟😳😭دوباره از اول شروع کنم با اس کسی که نمیدونم کیه چیه چه شکلیه اخه لامصب باهوشه یانه😤

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بچه ها من پر شدم غریبم حسین شب اول محرمت..... شوهرم داره تو هیئتت زنجیر میزنه حسین.... من این گوشه زجه مشزنم حسین.... به علی اصغر قسمت دادم به رباب قسمت دادم به خون ابوالفضل قسمت دادم خدا........ من پول ندارم توان ندارم امید ندارم کسی رو ندارم خودمم و خودم مامانم کربلا است الان رفت برای من دعا کنه برام لباس بچه خریده بود.... زنگ زدم الان گفت برو بنداز تو حرم و بیا من از حسین هیچی نمیخوام....... حسین ازت دلگیرم ازت نا امیدم اگه نمیتونی حاجت بدی بگو نمیتونم ن م ی ت و ن م تمام.........
ملیحه جان واقعا متاسفم اما کاملا درکت میکنم عزیزم منم این حس تلخو 5 بار تجربه کردم وماه پیش هم ای یو ای ناموفق داشتم که مثل شما پریود شدم کاملا درکت میکنم صبح هاکه بیدارمیشدم مایوس بودم وا رزو میکردم بمیرم هنوز هم کاملا اروم نشدم خیلی سخته عزیزم
پارسال روز عاشورا میون دسته ها یه خلوتی با آقا داشتم انگار مستقیم منو میدید گفتم امسال هم اومدو من بچمو سقا نکردم آقا فکر نمیکردم انقدر به من بی تفاوت باشی گفتم هنوزم تنهام این عاشورا هم در حسرت نگاهت گذشت دستام خالی موند دامنم خالی موند زخم زبون هارو امسال هم شنیدم سخت تر وبد تر از سال پیش خواب بچم و امسال هم دیدم اما چشم هام رو که باز کردم همون خونه ی خالی همیشگی بود هنوز به لطف خدا امید وارم ملیحه جان شما هم باش میدونم فشار مالی و روحی رومون زیاده من واقعا درمونده ام اما به امید خدا روزهای خوب ما هم میرسه مطمئن باش منو همسرم فعلا فقط دعا میکنیم که دست و بالمون باز بشه تا بتونیم بریم واسه اقدام بعدی
اره درسته هزینش زیاده خودم شخصا اکه شوهرم رضایت به اس میداد ی بارهم iuiنمیکردم درسته مثل بارداری طبیعیه وعوارض نداره انچنانی در مقایسه با میکرو اما تو میکرو ادم زودتر نتیجه میگیره
یادم رفت بگم هفته پیش حرف بجه شد چنان به شوهرم توپیدم که بیا وببین بهش گفتم تو مجبوری اس رو قبول کنی اما من مجبور نیستم جنین رو قبول کنم جون مشکلی ندارم شبش بهش اس دادم گفتم دیگه اصلا در موردش حرف نزن هیچکدوم به خواست هم رضایت قلبی نداریم🤔😢
اوایل میگفت تو شناسنامه نمیذارم الان میگه دوستش ندارم منم کفتم جنین رو دوست ندارم فکرمیکنم حسودی میکنه از خانمای اینجا بهش میکم قاطی میکنه میکه جیکار به دیگرون داری خیلی از مردا جنین رو هم قبول ندارن!!!!
ملیحه عزیزم...توکلت بخدای مهربون باشه..خودش دستمونو میگیره..الان حرفای تو و حباب عزیزم آتیش انداخت به جوونم..توروخدا فقط توکل کنین...چاره چیه..میدونم این درد اینقده بزرگ و جیگر سوز که هر شب خودم اینقده زجه میزنم تا خوابم بره..واقعا دلم شکستس..نمیتونم همیشه بغض دارم.خدا ماهارو با بدترین چیز آزمایش کرد...بچها منو ببخشین ولی نمیدونم بخدا گفتم نکن من بنده بدیم که اینطور سخت مجازات شدم....ولی چاره نداریم باید ارامش داشته باشیم..امشب سوره حضرت مریم که خوندم با تموم وجودم گریه کردم..حس کردم دعایی رو که زکریا به درگاه خدا کرد..ان شاء اله همونطور که خدا صداشو شنید و چشمشو روشن کرد،صدای ماهارم میشنوه و دل همه دوستان دلشکستمو شاد میکنه..آمین..
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز