الهی ... نگاهی... می خواهم مادر شوم چشیدن لذتی دیگر از زندگی لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند می خواهم مادر شوم می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم می خواهم مادر شوم چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما می خواهم مادر شوم م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا خداوندا مهربانی آرامش دلدادگی و رحمتت را بیش از پیش به من عطا فرم
الهی ... نگاهی...
🙏🚼🙏
می خواهم مادر شوم
🌹
چشیدن لذتی دیگر از زندگی
🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند
می خواهم مادر شوم
🚼
می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم
🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌
می خواهم مادر شوم
چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼
چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو
🚼
خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما
👪💑
می خواهم مادر شوم
م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا
خداوندا
مهربانی
آرامش
دلدادگی
و رحمتت
را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹
ی چیز جالب اونجا دیدم ی زنی اومده بود ب خواهرش تخمک بده خانما بهش گفتن شوهرت چطور راضی شده اونم گفت ما دوتا خواهر دوتا برادر گرفتیم:این موضوع رو برای شوهرم تعریف کردم اصلا بدش نیومد خیلی هم خوب ولی فکرکن هی اینا باهم روبرو میشن درسته که خواهرن ولی چه سخت به نظرمن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ی جنین هم فریز کردن شوهرم گفت من نمیدونستم فقط ی جنینه وگرنه 500تومن بابتش نمیدادم دوباره میرفتیم از اول شروع میکردیم؛بعد ی سوالایی کرد که اگه تخمک تو بود چندتا بود وازین حرفا؛بعدش گفت اگه نشه برو اس بگیر بهش گفتم دکتر گفت تخمک های اهدای همیشه همینطوره یا کمن یا بی کیفیت ی باز که اهدا نمیکنن چند بار واسه همین
میدونی نازنین جون نه اینکه دید تخمک دونر کمه این حرفو زد منم مثل تو میدونم از ته دلش نیست؛ اما بهش گفتم انتظاری نیست که طرف 10 20 تخمک داشته باشه چون چند دفعه اهدا کرده به فکرفرو رفت اتفاقا اون خیلی بیشتر ناراحت تعداد کم بود تا من؛ببنیم خدا برامون چی میخواد
یلداجون خیلی مواظب خودت باش. من شدیدا تکرر ادرار گرفته بودم. خیلی عذر میخوام از دستشویی میومدم بیرون دوباره حس میکردم مثانم داره میترکه. در صورتی که هیچی نبود. اون شبی که خیلی دستشویی رفتم و مثانم اذیت بود ازم لخته خون خارج شد
2 تا انتقال دادن. به دکترم گفتم بیشتر انتقال بده اما گفت ربطی نداره. با اینکه شرایط رحمم عالی بود. خلاصه خدا نخواست راستش قرار بود یک بار جنین بگیریم. گفتیم اگر خدا خواست و شد که فبها اگرم نشد که دیگه نمیریم دنبالش. همسرم وقتی امپولامو میزد اینقدر اشک میریخت و عذرخواهی میکرد حالا هم حرفی ندارم برم بقیه کنجدامو بیارم اما همسری میگه نه. طاقت ندارم ببینم اذیت میشی. ما همه تلاشمونو کردیم کارمون شرعی و حلال باشه. اما...
همسرم به این نتیجه رسیده که من مشکلی ندارم و iui هزینه و دارو کمتر داره. فعلا داره با خودش کلنجار میره که اگر بخواهیم ادامه بدیم اس بگیریم. ولی میدونم دلش اصلا راضی نیست و به خاطر من میگه. فکرشو بکن همسر من که اینقدر حسسسسسسسسسسسساس بود