الهی ... نگاهی... می خواهم مادر شوم چشیدن لذتی دیگر از زندگی لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند می خواهم مادر شوم می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم می خواهم مادر شوم چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما می خواهم مادر شوم م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا خداوندا مهربانی آرامش دلدادگی و رحمتت را بیش از پیش به من عطا فرم
الهی ... نگاهی...
🙏🚼🙏
می خواهم مادر شوم
🌹
چشیدن لذتی دیگر از زندگی
🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند
می خواهم مادر شوم
🚼
می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم
🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌
می خواهم مادر شوم
چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼
چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو
🚼
خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما
👪💑
می خواهم مادر شوم
م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا
خداوندا
مهربانی
آرامش
دلدادگی
و رحمتت
را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
متاسفانه اهداکننده هارو دیدم شوهرم هم فهمید کدوما بودن از بس رو مخم راه رفت که کدوم هستن اخر خودش فهمید منم کلی باهاش بداخلاقی کردم عصبانی بودم ازینکه اونا مارو از دور دیده بودن من حدس میزنم که مارو شناخته باشن؛حالا قیافه زنه خوبه ولی شوهرررره اصلا خوشم نیومد میترسم از عکس العمل شوهرم
گفت منم باهات بدمیحرفم تا مزشو بچشی!!!واقعا حالم بد بود کاش از دستم ناراحت نمیشد!بهش گفتم به پر وپام نپیچ گوش نکرد؛صد دفعه گفتم نمیخوام دونر ببینی گوش نکرد که نکرد
یلدا جون هر دو تا امپولو با ی سرنگ باید بزنی. عزیزم اعصاب خودتو چرا الکی خورد میکنی الان ارامش مهمترین چیزیه که به مثبت شدنت کمک میکنه.زیاد حساس نشو .من و شوهرمم از روز اول با دونرمون قرار گذاشتیم دیدیمشون بعد باهاشون قرار مرار گذاشتیم هر بارم با خودم میومد دکتر و همزمان ما رو ویزیت میکردن حتی اسم منم جلوشون میگفتن اولاش خیلی ناراحت بودم ولی بعد بی خیال شدم تازه تو مطب کلی میگفتیم و میخندیدیم خخخخ
هانیا جون عزیزم خدا گل دختراتو برات حفظ کنه.چه خوب کردی که اومدی از خودت خبر دادی چند وقت پیش تو فکرت بودم.انشالا همیشه سالم و سلامت باشید در کنار خانواده 4نفرتون.
هانی راست میگی عزیزم شوهرم همش استرس بهم وارد کرد امروز؛الان قهره که چرا بامن بد حرف زدی صبح؛؛اصلا حوصله نازکشیدن ندارم دوبار از دستش گریه کردم ولی حسابی بهش برخورده منم واقعا دست خودم نبود خیلی منو علاف کردن امروز بعد فکرشو نمیکردم این هفته انتقالم باشه؛حالا جا اینکه درکم کنه قهرمیکنه!!!!!حالا هی من بگم ببخشید اصلا اشتی نمیکنه؛فامیل خودش هم تو خونمه از شهرستان اومده ی کمک هم الکی نمیکنه بهم!
جلو خودمو گرفتم به مادرم نگم انتقال دارم این امپوله انقدر دردمیکنه ومیسوزه که حد نداره چلاغ شدم؛بچه ها میبخشین من اینجا ناراحتتون میکنم جایی رو ندارم واسه این حرفا
یلدا جون مادر شدن ماها اعصاب فولادی میخواد خانمی. بیخیال اصلا فکرتو خراب نکن. عزیزم من که گفتم زود برات انتقال میدن. عزیزم این شبا بگو همسرت با روغن سیاه دونه پهلوهاتو چرب کنه و ماساژ بده بلکه آشتی هم کردین. ضمننا یاداوری کن کن که اون مورد رفت تا اقلا 10 یا 11 ماه دیگه خخخخ میلینی که بعدش از فرصت دو روزش استفاده میکنه.شوخی بود عزیزم آمپولا هم حالا مونده که اذیتت کنه. با حوله گرم روش بزار تا سفت نشه. ایشالا که با اومدن نی نی به خونتون جو خیلی بهتر از این که هست میشه. آمپولم دوتا رو یکی کن دختر سوراخ سوراخ میشی اینجوری