2777
2789
عنوان

امید زندگی .....(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 155826 بازدید | 10472 پست
دوستان عزیزم می خوام یه مطلبی براتون بنویسم که میدونم کمی طولانیه ولی خواهش می کنم که با حوصله بخونیدش . ابزار دست طب سنتی یکی داروهاش هست ، یکی رژیم غذایی و یکی هم تفکرشما راستش اولین باری که به من گفتن : از امروز هم شروع می کنی به فکر کردن به بچه ات ، اتاقت رو عکس بچه می ذاری ، براش برنامه ریزی می کنی ، راجعه به بچه داری و بارداری می خونی ....... اصلا از توصیه شون خوشم نیومد!!!! رک و روراست بهشون گفتم : ببخشید من این ماجراهای قانون جذب و اینا رو زیاد نمی پسندم . ولی می دونید چی بهم گفتن ؟ تفکرات شما می تونه تغییرات فیزیکی در بدنتون ایجاد کنه و این یک قانون علمیه که بدنتون خودش رو به تناسب تفکراتتون تنظیم می کنه . مثلا به یه چیز ترشک مثل لواشک ترش خوشمزه ! فکر کنید ...... فکر کنم همین الان هم دهنتون آب افتاد !! اگرچه لواشکی دم دستتون نیست و اگرچه شاید تا مدت ها بعد هم لواشکی نخورید. تفکر شما قرار نیست به قول قانون جذب ، مثل آهن ربا خواسته تون رو جذب کنه و به اون برسونتتون ، ولی ی ی شرایط فیزیکی تون رو برای رسیدن به اون خواسته به شدت تنظیم می کنه . می دونید چرا وقتی به چیز ترش فکر می کنید دهنتون آب می افته ؟؟؟ هر ترشی ای مساوی مقداری اسید هست ، اسید هم سوزاننده ی مخاط هست ، وقتی شما به چیز ترش فکر می کنید ، بدنتون به طور اتوماتیک احتمال می ده که شما به زودی به سراغش هم خواهید رفت ، پس به سرعت شروع می کنه به افزایش حجم بزاق که از سیستم گوارشتون در مقابل اسید محافظت کنه. دقیقا مشابه همین اتفاق توی بقیه سیستم های بدن مثل سیستم تناسلی هم رخ می ده . وقتی شما به طور جدی به بچه فکر می کنید و براش برنامه ریزی می کنید ( کاملا جدی و باور پذیر ) بدنتون از نظر هورمونی و رحمتون از نظر پذیرندگی خودش رو کم کم در بهترین شرایط قرار می ده چون احتمال می ده که به زودی قراره بارداری رخ بده . البته این به معنی نیست که حتماااااا بارداری رخ می ده ، به این معنی هست که اگه بقیه ی شرایط خوب باشن ، مثلا کیفیت جنین خوب باشه ، عفونتی در کار نباشه ، مشکلات بزرگ رحمی نباشه ، شانس بارداری به شدت افزایش پیدا می کنه . و این موضوع برای امثال ماها که معمولا خودمون و رحممون مشکل جدی ای نداریم و فقط معلوم نیست چرا وقتی همه چیز خوبه مثبت نمی شیم ، واقعا مهمه. بچه ها اینطور فکر نکنید که من تلقین کردم و فکر کردم و نشد پس نمی شه !! باید با این تفکر زندگی کرد و بهش زمان داد که اثر کنه. از خودم بگم . من طب سنتی رفتم ، 6 ماه داروها و رژیم غذایی اش رو رعایت کردم و دو سه ماه آخر تفکراتم رو هم متمرکز کردم روی نی نی و خب رفتم این بار جنین اهدایی انتقال دادم ، مثبت شدم !!! اما ........ بتا خوب رشد نکرد و سقط شد . اگرچه این اتفاق داغونم کرد اما اینو به فال نیک گرفتم و فهمیدم که این بار بدن من با من همکاری کرده ولی خب جنین مشکلی داشته که خوب رشد نکرده و تقسیم نشده .... چند ماه به خودم زمان دادم باز دوباره وارد سیکل شدم و این بار با اس جواب گرفتم . منظورم اینه که وقتی بهتون می گن فلان کار خوبه ، فکر نکنید قراره فوری جواب بگیرید ازش ..... قراره شانس موفقیتتون رو بالا ببره
باید جای من باشی تا حس کنی....چقدر سخته عشقت بلرزه صداش //// ببینی چطور حاضری جونتو....بدی تا یه رویا بسازی براش
حالا من تمرین های فکری ام رو براتون می نویسم . اگه دوست داشتین شما هم انجام بدین هرشب فکر می کردم به بچه و به بی بی چکی که دو خطی می شه ... اما می دونید مشکل چی بود ؟ من دوتا مانع بزرگ داشتم !! اولی اینکه نمی تونستم به بچه زیاد فکر کنم ، صادقانه بگم اونقدر اقدام کرده بودم و منفی شده بود ، که می ترسیدم بهش فکر کنم ، احساس مادرانه ام بیدار بشه و باز منفی بشم و سرخوردگی اش برام خیلی دردناک بود و غیر قابل تحمل. به همین خاطر هم ناخودآگاه به شدت درمقابلش مقاومت داشتم. دوم هم این که من توی عمرم بیبی مثبت ندیده بودم !! اصلا بلد نبودم تصورش کنم .... تا میومدم به بیبی فکر کنم به خدا تپش قلب می گرفتم و فقط تصویر دفعات قبل که منفی شده بود جلوی چشمم ظاهر می شد و ناخودآگاه اشک از چشمم میومد. خب برای حل مشکل اول ، یه کاری کردم ..... با شوهرم کلی صحبت کردیم و قرار شد که اگه با چندتا تلاش دیگه نتیجه رخ نداد ، بریم سراغ فرزند خواندگی و اینجوری دیگه ترسی نداشتم که حس مادرانه ام بیدار شه و سرخورده ، چون بالاخره مامان یه نی نی می شدم. برای حل مشکل دوم هم شروع کردم به سرچ توی یوتیوب و اونجا کلی از خانوم ها فیلم از بیبی چک مثبت شدنشون گذاشته بودن .....و من لحظه لحظه هیجان رو با اون ها تجربه می کردم و برخلاف تجربیات خودم که منفی میشد ، این بار مثبت می شدو من هم مثل اون خانوم ها و همراهشون از ذوق می پریدم بالا پایین !! بعد از یه مدت مقاومت های ناخودآگاه ذهنی ام از بین رفت ...... هرشب قبل از خواب هم به نی نی فکر می کردم هم توی رویاهام یه بیبی می ذاشتم که مثبت هم می شد!! البته براتون گفتم که بعد از این تلاش ها اگرچه یه مثبت داشتم و سقط ولی ناامید نشدم و احساس کردم این روش واقعا بدن رو آماده می کنه ، بازهم همراه با اصلاح طبع و اصلاح تغذیه و انجام کارهای طب سنتی ، این مدل تفکر آماده سازی رو هم انجام دادم و بعد رفتم اقدام که جواب گرفتم . بچه ها من این روش ها رو به چندین دوست مجازی دیگه هم گفتم وخداروشکر که اون ها هم بعد از یکی دو اقدام نتیجه گرفتن به قول یکی از دوستام می گفت دیگه اگه نتیجه نگیرم هم مهم نیست !! چون الان حداقل احساس می کنم بعد از اصلاح طبعم ، تغذیه ام ، خوابم و تفکرم خیلی آرامش دارم. البته ایشون هم الان مامان هستن :) ببخشید پرحرفی کردم ولی این ها چکیده تجربیات چندین ساله ام بود . الان فرصت داشتم براتون نوشتم ممکنه نتونم خیلی بیام و سر بزنم ، سرم شلوغ باشه ولی خوشحالم که اینجا اینها رو نوشتم که هم شما استفاده کنید هم اگر کسی با سرچ گوگل به این صفحه رسید این تجربیات به دردش بخوره
باید جای من باشی تا حس کنی....چقدر سخته عشقت بلرزه صداش //// ببینی چطور حاضری جونتو....بدی تا یه رویا بسازی براش

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

وای وای نینی نگار جون به خدا مو به تنم سیخ شد. همه حرفاتون حقیقت محض و من بهش ایمان دارم. برای این مثبت بینی و شکرگزاریتون بهتون تبریک میگم خانوم. امیدوارم همه دوست های گلم تو این گروه و دست آخر منم این حس خوب رو بچشیم. آمین
«پناه»؛ میبرم «به خدا»، از عـیبی که؛ «امروز» در خود می بینم، و؛ «دیروز»؛ «دیگران را» به خاطر، «هـمان عیـب»؛ ملامت کرده ام. محتاط باشیم؛ در «سرزنش»؛ و «قضاوت کردن دیگران». وقتی؛ نه از «دیروز او» خبر داریم؛ نه از «فردای خودمان».
فاطیما جان منم موافقم...خیلی جالب بود...نگار عزیز من تایپیک قیلی رو هم که میخوندم مطالبتون جامع و کامل بود...احسنت به شما که با رسیدن به خودباوری توتستن بزرگترین مانع زندگیتونو شکست بدین و به یکی از بزرگترین هدفای زندگیتون برسین..ان شاء اله همیشه زندگیتون کنار همسر و دخترتون پر از خوشی باشه...
ارامش عزیزم فک نمیکنم مانعی داشته باشه واس آی.یو...ولی اگ پزشکتون پیشنهاد داده و بهشون اعتماد دارین انحام بدین..ان شاء اله موفق باشین...
بچه ها اگر میخواینطبق گفته نگار جون، سراغ طب سنتی برین،اینجا لیست پزشکان و مراکز مورد تایید دانشگاه رو توی سراسر ایران نوشتند،میتونید به نزدیکترین مرکز به محل زندگیتون برین http://www.tim.ir/post-761.html
سال ۹۶،سال مادر شدن من،خدایا ازت ممنونم بخاطر همه خوشبختیهایی که به من عطا کردی
اینم مصاحبه خانم بیوس https://www.tasnimnews.com/fa/news/1392/09/22/217571/توانایی-طب-سنتی-در-درمان-ناباروری-زیاد-است-تشریح-روش-های-سنتی-درمان-ناباروری
سال ۹۶،سال مادر شدن من،خدایا ازت ممنونم بخاطر همه خوشبختیهایی که به من عطا کردی
مرسی نی نی نگار جوون پگاه جوون از زحمتت ممنون کسی همین ادرس خانم بیوس نداره من شدیدا نیاز دارم نی نی نگار شما پیش ایشون رفتید
الهی ... نگاهی... 🙏🚼🙏 می خواهم مادر شوم 🌹 چشیدن لذتی دیگر از زندگی 🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند می خواهم مادر شوم 🚼 می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم 🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌 می خواهم مادر شوم چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼 چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو 🚼 خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما 👪💑 می خواهم مادر شوم م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا خداوندا مهربانی آرامش دلدادگی و رحمتت را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹
من زنگ زدم درمانگاه خارک برای ۲۷ بهمن بهم نوبت داد دکترشم توکلی گفت
الهی ... نگاهی... 🙏🚼🙏 می خواهم مادر شوم 🌹 چشیدن لذتی دیگر از زندگی 🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند می خواهم مادر شوم 🚼 می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم 🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌 می خواهم مادر شوم چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼 چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو 🚼 خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما 👪💑 می خواهم مادر شوم م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا خداوندا مهربانی آرامش دلدادگی و رحمتت را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹
سلام به دوستان عزیز خیلی خیلی ممنون از اظهار لطفی که همگی به من داشتید . خداروشکر می کنم که حرفهام حداقل تونست کمی بهتون کمک فکری بده.انشاله که همه تون به زودی مامان می شید و دلتون شاد می شه. فقط دوستای عزیزم یه خواهشی ازتون دارم ، فکر نکنید کسی که نتیجه گرفته الزاما خیلی آدم کامل و قوی ای بوده ، یا از شما متمایز هست ( چون خودم اونموع ها راجع به کسایی که مثبت می شدن اینجوری فکر می کردم که ای بابا اینا دیگه چی می گن ، اینا با من زمین تا آسمون فرق دارن ، توانایی های خاصی دارن که من ندارم !! انسان های والایی هستن از نظر معنوی و روحی و ..... !!! ) اما همه مون دقیقا مثل هم هستیم .فقط کسایی که نتیجه گرفتن پشتکار خیلی زیادی داشتن یعنی حتی اگه نتیجه نگرفتن ، سال ها تلاش کردن و حتی وقتی احساس کردن که تمام درها بسته هست ، بازهم دنبال راه جدید بودن ....همین. وگرنه مثلا خود من اصلا هم آدم قوی ای نبودم .کلا هم شخصیت بسیار عجولی داشتم ، یعنی با هر بار منفی حسابی هم خودمو می باختم و گریه زاری می کردم. از خدا و نذر و نیاز هم دیگه بدم اومده بود ..... یه مدت هم بعد از منفی شدنم معمولا با همه عالم و آدم قهر می کردم . خواهرانه می گم که به احساسات منفی خودتون هم احترام بگذارید و بگذارید که کاملا تخلیه بشه ، ولی بعد از دو سه هفته دیگه گریه زاری بسه ، بلند شید و از نو شروع کنید.
باید جای من باشی تا حس کنی....چقدر سخته عشقت بلرزه صداش //// ببینی چطور حاضری جونتو....بدی تا یه رویا بسازی براش
من خودم درمانگاه بیمارستان امام خمینی رفتم (که الان نیست ) روال درمانگاهشون اینجوری بود که جلسه اول رزیدنتشون ویزیت و معاینه کرد و دارو نوشت و رژیم غذایی و گفت مصرف کن برای اصلاح کلی طبع بدنت و پاکسازی کبد .... تابعدا بریم سراغ داروهایی که مستقیما رحم و تخمدانت رو تقویت کنیم. جلسه بعدش فکر کنم یک ماه یا چهل روز بعد رفتم باز یه رزیدنت ویزیت کرد . اما اینبار من دیگه گفتم من حتما می خوام جلسه بعد استادتون هم ویزیتم کنن. من خیلی مدت زیادی تحت درمان ناباروری بودم و خیلی سختی کشیدم ، علم شما رو هم قبول دارم و احترام می ذارم اما حتماحتما می خوام جلسه بعد استادتون هم ویزیتم کنن. در نتیجه جلسه بعدی روزی رو بهم معرفی کردن که حتما خود استادشون هم باشه . استادشون همین خانوم بیوس بود. حالا جالبه که ایشون به یکی از رزیدنت هاش گفت که فلان دارو رو نباید می دادی .... البته حالا عیب نداره و بعد یکسری دارو نوشت و رعایت رژیم غذایی .( بچه ها اینو گفتم که بدونید ممکنه حالا یه موقع دارویی هم اشتباه شد فوری نگید ای وای دیگه زحمات به باد رفت .... چون این داروها اونجوری نیستن که صدمه بزنن ) بعدا که یکی از دوستان می خواست بره ویزیت بشه ، گفت اگه یه راست برم مطب خود خانوم بیوس بهتره برام. منم یادمه آدرس مطبش رو براش گرفتم که قم بود . اونموقع یادمه به من آدرس این سایتو دادن و گفتن که توش یه تست مزاج شناسی هم داره http://www.tabaye.ir/ حالا می تونید به این سایت هم در کنار سایتی که دوستمون معرفی کردن سر بزنید . توی این سایت هم آدرس اساتیدشون رو داره.
باید جای من باشی تا حس کنی....چقدر سخته عشقت بلرزه صداش //// ببینی چطور حاضری جونتو....بدی تا یه رویا بسازی براش
اینم آدرس و شماره تلفن مطب همون استاد طب سنتی ای که من توی درمانگاه بیمارستان امام خمینی ، پیشش ویزیت شدم. خانم سودابه بیوس تلفن ۰۲۵-۳۷۷۲۴۲۸۶ آدرس قم، ابتدای خیابان چهارمردان، روبروی عشقلی(بانک ملت)، کوچه پنج این آدرس و شماره تلفن خانوم بیوس که از همین سایت طبایع در آوردم www.tabaye.ir قسمت طبیب شهر میرید و شهر مورد نظر رو انتخاب می کنید آدرس و شماره پزشک های مورد تایید اون شهر رو می ده. الزامی نداره حتما پیش ایشون که من آدرسش رو گذاشتم برید ، پیش هر متخصص طب سنتی ای که توی زمینه زنان کار کنه برید خوبه . فقط سعی کنید کسی رو انتخاب کنید که مورد تایید دانشگاه طب سنتی و اساتیدش باشه ، که این افراد هم اسمشون توی سایت tabaye لیست شده
باید جای من باشی تا حس کنی....چقدر سخته عشقت بلرزه صداش //// ببینی چطور حاضری جونتو....بدی تا یه رویا بسازی براش
بچه ها یه چیز دیگه هم یادم افتاد بد نیست اونم بگم سعی کنید که از روش های مختلف استفاده کنید ، البته با پزشک هم مشورت کنید . مثلا انتقال در سیکل طبیعی رو امتحان کنید ، حتما اگه سراغ طب سنتی می رید ، این گزینه رو هم با دکترتون مطرح کنید . معمولا روشش اینه که فقط از اول سیکل هر روز قرص استرادیول می خورید . بعد منتظر تخمک گذایتون می شن ، وقتی با سونوگرافی مطمئن شدن که تخمک گذاری شد ، حتما باید دو سه روز بگذره تا رحم پذیرش پیدا کنه ، و اونوقته که جنین رو منتقل می کنن. من خودم همه روش ها رو امتحان کردم !!! واقعا باید هر بار کار جدیدی انجام داد که ببینی بدنت بالاخره به چی جواب می ده مثلا من فهمیدم که بدن من به حجم زیاد دارو جواب خوب نمی ده ، هورمون های زیاد منو داغون می کرد . ولی برعکس بعضی از دوستان هم دوره مون دقیقا با حجم زیاد دارو و آمپول جواب دادن.
باید جای من باشی تا حس کنی....چقدر سخته عشقت بلرزه صداش //// ببینی چطور حاضری جونتو....بدی تا یه رویا بسازی براش
سلام روزتون خوش دوستان اگه شرایطشو دارین یه ویزیت برین دکتر قم. نگار جون و چند تا از دوستای قدیممن بالخره بعد درمانهای متعدد جواب گرفتن بعد استفاده از دستورات و رزیمشون داروها هم تموم شه برای دفعه بعد براتون می فرستن . حداقل یکبار برین ارزشش رو داره
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز