2777
2789
عنوان

سه روزه عقد کردم و حرف مادر شوهر

721 بازدید | 30 پست

سلام سه روزه عقد کردم ، کلی محبت کردم ب مادرشوهرم و خدایی مادرشوهرمم کلی محبت کرده اما روز آرایشگاه عقدم یادشون رفت برام نهار بیارن خودم غذا سفارش دادم تو آرایشگاه، تنها هم بودم قرار بود خواهر شوهرم بیاد که چون مهمون از شهر دیگه اومد سرشون شلوغ شد نشد بیان ، از طرفی امروز رفتم خونه مادرشوهرم قربونی کردن هم بخاطر عقد ما هم بخاطر ساختمون سازی که‌دارن،من تو اتاق بودم نامزدم گفت بیا بیرون تا قربونی کنیم منم رفتم بیرون بعد که قربونی کردن مادرشوهرم و خواهر شوهرم رفتن داخل من موندم بیرون بعد که رفتم تو شنیدم مادرشوهرم پیش دومادشون گفت دختره بیاد تو دیگه فکدکرد من نشنیدم بعد دومادشون اشاره کرد که اومد تو ،بهم گفت دختره مگه من اسم ندارم 😞حالا میخوام ببینم من حق ندارم ناراحت شم؟😞

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

سعی کن ی جاهایی نشنوی و نبینی . زندگی برات راحت تر میگذره

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...

عه سه روزه عقد کردی درگیر این مسایل شدی 

بیخیال بابا حرف خانواده شوهر و فامیلاش باید به یه ورت باشه 

میشه برام صلوات بفرستین 🙏🙏🙏دوتا سقط داشتم الان سومی باردارم گفتن هماتوم دارم 😢
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792