منم در آستانه طلاقم
ولي اينايي كه شما ميگي خيلي سخته
من مجبورم تمام مشكلاتمو به خانوادم بگم تا براي طلاق پشتم باشن
قبلا راضي نبودن جدا بشم ولي وقتي نشستم مشكلاتمو براشون تعريف كردم قانع شدن
در ضمن بعضي وقتا اينقد داغون و افسرده ميشم كه فقط دلم ميخاد با يكي درد دل كنم. واسه همين با خالم يا مامان و بابام درد دل ميكنم
چون شهر كوچيكي هم زندگي ميكنم موقعيت مشاوره رفتن ندارم
بعضي وقتا دو دل ميشم براي طلاق ولي حس ميكنم اگه باهاش زندگي كنم افسرده ميشم