2777
2789
عنوان

دوران آشنایی

210 بازدید | 7 پست

قبل از محرم شدن ،دختر و پسر چه جوری می تونن دوران آشنایی شون رو زیر نظر خانواده با هم بگذرونن اگه مال دو شهر مختلف باشن دختر و پسر هم فامیل دور باشن 

من همونی هستم که با بزرگترین ترس زندگیم رو به رو شدم بیماری که هیچ کس درک نمیکنه بدتر از سرطان باخاک یکسانم کرد وتاابد باهام هست!

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

تا قبل محرم که چیزی نمونده اصلا فایده نداره به این کمی

دوران نامزدی شش ماه تا یک سال هست 

من همونی هستم که با بزرگترین ترس زندگیم رو به رو شدم بیماری که هیچ کس درک نمیکنه بدتر از سرطان باخاک یکسانم کرد وتاابد باهام هست!
دوران نامزدی شش ماه تا یک سال هست 

نامزدی یعنی چی ؟عقد؟

حالا چه عجله ای که تا اول محرم تصمیم بگیرید؟

اونم از راه دور؟

میگن باید حداقل 500 ساعت قبل از تصمیم گیری باهم معاشرت کنید و تو فضاهای مختلف همو ببینید

یعنی نه فقط تو کافی شاپ و رستوران

نه فقطط تو جمع خانواده 

بلکه همه و همه 

تو جمع دوستان

تو محل کار و تحصیل اگه امکانش باشه

تو خیابون

تو مهمونی ...

بزرگترین شکوه ما در هرگز نیفتادن نیست، بلکه در برخاستن پس از هر بار سقوط است.
نامزدی یعنی چی ؟عقد؟ حالا چه عجله ای که تا اول محرم تصمیم بگیرید؟ اونم از راه دور؟ میگن باید حداق ...

منظورم دوران آشنایی خست بدون خطبه خواندن حالا حالا هم قصد عقد نداریم کاری هم به محرم نداریم

من همونی هستم که با بزرگترین ترس زندگیم رو به رو شدم بیماری که هیچ کس درک نمیکنه بدتر از سرطان باخاک یکسانم کرد وتاابد باهام هست!
منظورم دوران آشنایی خست بدون خطبه خواندن حالا حالا هم قصد عقد نداریم کاری هم به محرم نداریم

آهاااااااااااا من mahram شدن رو moharam خوندم   واسه این گفتم چیزی نمونده 

بنظرم بعد مسافت خیلی سخته اما پسر باید اولش بیاد شهر شما چند روز باشه باهم اینور اونور برید و معاشرت کنید 

بعد تلفنیش کنید

و در اولین فرصت های ممکن همو ببینید

ما فامیل نبودیم راه دورم نبودیم اما این قسمت که زیر نظر خانواده هاست آشنایی ما تا حد زیادی اونطوری بود

دو ماه باهم دوست بودیم البته خانواده هامون از اون اولش میدونستن اما نه بطور رسمی

بعدش اومدن باهم اشنا شدن

بعد ما باهم میرفتیم بیرون، خونه دوستاش، پیک نیک خارج از شهر، داخل شهرم سینما و شام و کافی شاپ و .... بعد از اینکه یبار مامان باباش اومدن خونمون یبارم ما رفتیم خونشون دیگه مامان بابام دعوتش میکردن خودش به تنهایی رو خونمون شام 

البته خیلی زیاد نمیومد

منم چند باری رفتم خونشون

یبارمبا مامان بابامو خواهرمو شوهرشو خاله هام میخواستیم بریم شمال اونم با ماشین خودش اومد باهم رفتیم اما اون محل اقامتش یه جا دیگه بود اما همش شام و ناهار پیش هم بودیم

کلا خیلی زیاد با هم وقت گذروندیم

بعدش تازه رسما نامزد کردیم(یعنی بعد از 8 ماه) نامزد نه عقد

بعد از اونم دیگه رسما مادربزرگش و اینا دعوت کردن از اونورم فامیلای من دعوت کردن و همینطور ادامه داشت تا عروسی

یعنی 7 ماه هم رسما نامزد بودیم

بزرگترین شکوه ما در هرگز نیفتادن نیست، بلکه در برخاستن پس از هر بار سقوط است.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز