آهاااااااااااا من mahram شدن رو moharam خوندم واسه این گفتم چیزی نمونده
بنظرم بعد مسافت خیلی سخته اما پسر باید اولش بیاد شهر شما چند روز باشه باهم اینور اونور برید و معاشرت کنید
بعد تلفنیش کنید
و در اولین فرصت های ممکن همو ببینید
ما فامیل نبودیم راه دورم نبودیم اما این قسمت که زیر نظر خانواده هاست آشنایی ما تا حد زیادی اونطوری بود
دو ماه باهم دوست بودیم البته خانواده هامون از اون اولش میدونستن اما نه بطور رسمی
بعدش اومدن باهم اشنا شدن
بعد ما باهم میرفتیم بیرون، خونه دوستاش، پیک نیک خارج از شهر، داخل شهرم سینما و شام و کافی شاپ و .... بعد از اینکه یبار مامان باباش اومدن خونمون یبارم ما رفتیم خونشون دیگه مامان بابام دعوتش میکردن خودش به تنهایی رو خونمون شام
البته خیلی زیاد نمیومد
منم چند باری رفتم خونشون
یبارمبا مامان بابامو خواهرمو شوهرشو خاله هام میخواستیم بریم شمال اونم با ماشین خودش اومد باهم رفتیم اما اون محل اقامتش یه جا دیگه بود اما همش شام و ناهار پیش هم بودیم
کلا خیلی زیاد با هم وقت گذروندیم
بعدش تازه رسما نامزد کردیم(یعنی بعد از 8 ماه) نامزد نه عقد
بعد از اونم دیگه رسما مادربزرگش و اینا دعوت کردن از اونورم فامیلای من دعوت کردن و همینطور ادامه داشت تا عروسی
یعنی 7 ماه هم رسما نامزد بودیم