2777
2789
عنوان

میشه کمکم کنید

62 بازدید | 9 پست

چجوری یه چیزا رو فراموش کنم ؟سه سال پیش یه سری اتفاقات خیلی بد برام افتاد الان عصبیم دلم می‌خواد خواب آور بخورم دلم می‌خواد کل حافظم پاک شه چیکار کنم احساسی نباشم چکار کنم فقط فقط خودم و ببینم 

همین وقتی هی داری سعی میکنی فراموش کنی فراموش نمیشه رهاش کن عزیزم با خودت کلنجار نرو زمان فراموشی میاره....انقد سر خودتو شلوغ کن که نشینی خاطرات گذشته ات زیر و رو کنی

چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟                                 هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂                                  چیزی که وحشتناک بود حس می کردم                                                 نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده  💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست داره‌یه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

همین وقتی هی داری سعی میکنی فراموش کنی فراموش نمیشه رهاش کن عزیزم با خودت کلنجار نرو زمان فراموشی می ...

هر روز جلو‌ چشم هست وقتی مامانم دستش تو دستم بود ایست قلبیکرد تمام روزهای بیمارستان تمام کسایی که کنارم بودن تا مامانم بود و وقتی مریض بود ترکم کردن وقتی بابام از خونه بیرونم کرد هنوز زنگ میزنم گوشی مامانم خاموشه میشینم سیری گریه میکنم 

دلم می‌خواد سنگ شم دلم می‌خواد بد باشم همه آدمایی که بهم بد کردن هنوز عین احمقا بهشون خوبی میکنم بد که یادم میاد گذشته رو حس میکنم خرید کردم مهربون بودم کمک کردم 

هر روز جلو‌ چشم هست وقتی مامانم دستش تو دستم بود ایست قلبیکرد تمام روزهای بیمارستان تمام کسایی که کن ...

الهییی عزیزم خب واقعاااا سخته یه چیزی بالاتر از سخت خدا رحمتشون کنه به نظرم بهتره با یه مشاوره مجرب صحبت کنی همه چیزو بریزی بیرون ....فک میکنم مشکل شما از تو خودت ریختن بوده تمام این دردا رو کشیدی و تا حالا مفصل در موردشون با یکی حرف زدی با ریز جزییات یه جور خالی کردن تمام احساسات ...حتما پیش یه مشاور برو و یا اگه دوست صمیمی معتمدی داری بگو بشینه پیشت و همه چیزو براش تعریف کن حتی اگه میدونه خودتو خالییی کن ولی مشاوره بهتر هستش ...امیدوارم خدا کمکت کنه عزیزم  ولی از یه جایی به بعد باید قوی باشی تا سرپا شی دنیا ضعیفا رو میکشه 

چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟                                 هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂                                  چیزی که وحشتناک بود حس می کردم                                                 نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده  💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست داره‌یه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
الهییی عزیزم خب واقعاااا سخته یه چیزی بالاتر از سخت خدا رحمتشون کنه به نظرم بهتره با یه مشاوره مجرب ...

مامانم زندست عزیزم البته معجزه شد بعد ۹۶روز کما صمیمی ترین دوستم تو همون روزا بهم خیلی بدکرد و دوستی ۱۴سالمون تمام شد، احساس میکنم خود آزارم که هی یاد آوری میکنم،مرسی که باهام حرف زدی عزیزم 

مامانم زندست عزیزم البته معجزه شد بعد ۹۶روز کما صمیمی ترین دوستم تو همون روزا بهم خیلی بدکرد و ...

واییی خداروشکر بخدا خیلی خوشحال شدم خدایی نکرده فکر بدی اومد تو ذهنم ...خواهش عزیزم 😘😘😘خدات رو شکر کن که مادرت زنده است هر وقت افتادی یاد نامردی دنیا و اداماش بیافت یاد خدا که این لطفو بهت کرد و مامانت بهت داد دوباره

چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟                                 هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂                                  چیزی که وحشتناک بود حس می کردم                                                 نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده  💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست داره‌یه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
واییی خداروشکر بخدا خیلی خوشحال شدم خدایی نکرده فکر بدی اومد تو ذهنم ...خواهش عزیزم 😘😘😘خدات رو شک ...

فقط میگم خدا رو شکر که مامانم هست هرچی سرم میاد اینو‌ میگم الان خیلی دلم گرفته بود 

فقط میگم خدا رو شکر که مامانم هست هرچی سرم میاد اینو‌ میگم الان خیلی دلم گرفته بود 

عزیزمم اشکال نداره بخدا منم انقد سختی کشیدم الانم هیچ چیز اون چیزی نیست که میخواستم ولی دارم سعی میکنم درستش کنم بعضی وقتا ادم واقعا دلش میخوادبا یکی حرف بزنه هر وقت دلت گرفت اگه قابل دونستی  با من حرف بزن

چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟                                 هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂                                  چیزی که وحشتناک بود حس می کردم                                                 نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده  💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست داره‌یه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز