خواهرم تازه عقد کرده، خیلی مشکلات بود، بابام خیلی گیرها داد و اینا، یعنی دقیقا 3،4 ماهه خونه ما جنگ اعصابه، بعد فقط اعصاب منو بهم میریزن، یعنی وقتی خواهرم و شوهرش میان با روی باااااااز بهترین چیزها رو براشون فراهم میکنن، بهترین غذاها رو می پزن، قربون صدقه شون میرن بعد به محض اینکه پاشونو از خونه میذارن بیرون شروع میکنن ایراد گرفتن و اعصاب منو بهم میریزن،
منم خودم خیلی مشکل دارم تو زندگیم، بیماری عصبی هم دارم، واقعا نمیتونم تحمل کنم، بهشون میگم به خودشون بگید اگه مشکلی دارید ولی انگار نه انگار
جلو خودشون لال میشن و فقط عزت و احترااااااام، جلو من.... اعصاب خوردی فقط